مرا چه به تنهایی و سکوت
افسوس که همیشه زیر گنبد کبود یکی بود یکی نبود 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

[ جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ] [ ٥:۳۸ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

بازرگانی را زنی خوش صورت بود که زهره نام داشت. عزم سفر کرد. برای او جامه ای سفید بساخت و  کاسه ای نیل به خادم داد که هر گاه از این زن حرکت ناشایستی سر زد یک انگشت نیل بر  جامه ی او زن تا چون بازآیم.

پس از مدتی  خواجه به خادم  نامه نوشت که:

چیزی نکند زهره که ننگی باشد

بر جامه ی او ز نیل رنگی باشد

خادم در جواب  نوشت که:

گر آمدن خواجه درنگی باشد

چون بازآید ، زهره پلنگی  باشد

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]
 
 بیوگرافی کریس انجل, زندگی نامه کریس آنجل
 
 
کریس آنجل Christopher Nicholas Sarantakos در  سال ۱۹۶۷ در آمریکا بدنیا آمد. او به همراه مادر یونانی، پدر و دو برادرش Costa و  JD و دوگربه خانگیش در نیویورک بزرگ شد. او در نوجوانی به یادگیری و نواختن سازهای  موسیقی مثل فلوت و آکودیون پرداخت. یکی از بزرگترین مشکلات کریس در زندگی از دست  دادن پدرش بدلیل سرطان بود. وقتی در سن ۶ سالگی عمه او یک شعبده بازی با ورق برای  او انجام داد مسیر زندگی کریس تغییر کرد و از همان دوران به انجام کارهای عجیب و  غریب و شعبده بازیهایی که بیشتر جنبه واقعیت داشته باشند پرداخت. دو نفر از  بزرگترین شعبده بازانی که او را تحت تاثیر قرار دادند و کریس از کارهای آنها الهام  میگیرد Harry Houdini و Aldo Richiardi هستند. او از همان دوران نوجوانی در  مهمانیها و جشنها شروع به انجام شعبده بازیهای فراگرفته و ابتکاری خود میزد. در  همین زمان شعبده بازی بنام James Randi که از خوانندگان گروه AngelDust بود ورقهای  بازی را بنام Angel منتشر کرد و آهنگ MindFreak را برای برنامه‌های نمایشی کریس  آماده کرد.

کریس با پشتکار و تلاشهای روز افزون به اوج قدرت و شهرت رسید تا  آنجا که در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۴ برنده جایزه IMS Magicians (International Magicians  ociety) که از سال ۱۹۶۸ تا بحال مجموعا ۳۷۰۰۰ عضو در سرار دنیا دارد و در سال ۲۰۰۵  برنده جایزه بزرگترین شعبده باز آمریکا شد و برنامه‌ای در یکی از کانالهای ماهواره  بنام A&E هرهفته کارهای جدیدش را پخش میکند. او در این کانال شروع به آموزش  کارهای ساده شعبده بازی به بینندگان کرد و در مصاحبه‌ای با Penn Jillette اظهار کرد  که باور نمیکند که انسانی با که قدرت ماوراءطبیعه وجود داشته باشه.
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
کریس آنجل شعبده‌باز قابلی است. اصلا شکی در این  نیست. همین که جایی مانند انجمن شعبده‌بازان جهانی استاد شعبده‌های روز آمریکایی را  به‌عنوان مرد سالشان انتخاب کرده و اسمش را جزو شش شعبده‌باز تاثیرگذار ۲۵ سال  گذشته‌می‌آورد یعنی اینکه مرد جوان خیلی بیشتر از باور همه کارش را بلد است و  می‌داند که چطور ذهن و حواس بیننده را با خودش همراه کند.  
همه مهارت تردست جوان همین است: اینکه جوری  نمایش‌اش را اجرا کند که بیننده ذره‌ای به دیده‌هایش شک نکند و خیال برش دارد که هر  چه هست و نیست یک ماجرای واقعی است و آن کسی هم که دارد روبه‌رویش ژانگولر می‌زند  نه یک تردست ماهر بلکه آخر همه کمالات و معنویات روحی و این‌جور چیزهاست. خواب خوش  بیننده‌های مبهوت کریس آنجل زمانی از بین می‌رود که بفهمند همه کارهای او فقط یک
شعبده است. تر دستی مردی که مهارتش خیره‌کننده است و باورنکردنی!
 
 بیوگرافی کریس انجل, زندگی نامه کریس آنجل
 
 
راه رفتن  روی آب  : راه رفتن روی آب همیشه برای مردم دنیا کار  پیچیده‌ای بوده تا جایی که اگر کسی می‌توانست چنین کاری بکند و با وزن چند ده  کیلویی‌اش روی آب راه برود – بدون اینکه آب از آب هم تکان بخورد- انگار کاری کرده  بود در حد و اندازه معجزه. اما اینکه کسی در قرن بیست و یکم، آن هم با آن سر و شکل  امروزش، بخواهد پابرهنه روی آب قدم بردارد جای حرف زیادی دارد. آنجل با ترفند راه رفتن روی آب خیلی از مردم عامه  جهان را که عشق ژانگولر زدن دارند با خودش همراه کرد. گل سر سبد برنامه‌های اول  مجموعه «مایندفریک» هم همین راه رفتن روی آب بود؛ کلیپی که در آن نشان می‌داد مرد  جوان در حالی روی آب به آرامی قدم برمی‌دارد که یک عالم آدم بالغ و عاقل دور و برش  در استخر دارند بی خیال شنا می‌کنند.
 
رازگشایی:
قاعده بازی آبکی کریس آنجل خیلی زودتر از آنچه که  انتظار می‌رفت فاش شد. کلیپ و عکس‌های زیادی که خبر از حقه ساده تردست جوان می‌داد  و اینکه او به چه راحتی و فقط با کمک گرفتن از دو، سه لایه شیشه و یک فیلم‌بردار  وفادار و چند نفری که همیشه از سیاهی لشکرهای او به حساب می‌آیند از خجالت هر چه  شعبده‌باز و تردست دنیاست درآمده و برای مدت زیادی عالم و آدم را سر کار گذاشته  بود. ماجرا ساده‌تر از این حرف‌هاست. یک میز شیشه‌ای بسیار ظریف که البته از نمونه‌های  دیگر محکم‌تر و سخت‌تر است و می‌تواند وزن ۸۰ کیلویی آقای شعبده‌باز را تحمل کند  جوری در استخر قرار گرفته که با زاویه‌ای که فیلم‌بردار از آنجل نمایش می‌دهد به  هیچ صورتی دیده نمی‌شود و آن قدر هم ظریف است که حتی در نمای بسته‌ای که از کف پای آنجل هم گرفته شده هیچ اثری از پیچ و تاب‌های جنس شیشه‌ای میز نیست!
کریس آنجل برای واقعی‌تر شدن ماجرا کارهای دیگری  هم کرده؛ اینکه بعضی از قسمت‌های میز را باز نگه داشته تا هرازگاهی آنهایی که  داشتند زیرآبی می‌رفتند سری بیرون بیاورند، نفسی بکشند، تشویقی کنند و دوباره به آب  تنی‌شان ادامه بدهند!
 
 بیوگرافی کریس انجل, زندگی نامه کریس آنجل
 
 
 
شعبده‌باز روی لایه‌ای از شیشه ظریف و محکم راه  می‌رود.در حالی که همه تصور می‌کردند روی آب پا می‌گذارد
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
میز شیشه‌ای آنقدر ظریف ساخته شده که به‌راحتی  قابل دیدن نیست.
 
رد شدن نخ  از گردن
کریس آنجل کارهای زیادی کرده است. از نصف کردن  آدمیزاد وسط خیابان گرفته تا درآوردن پروانه از دل و روده خودش. همه‌اش را هم در  چشم‌زدنی انجام داده بدون اینکه کسی لحظه‌ای بخواهد به حقیقت کارهای شعبده‌باز شک  کند. کلیپ‌های هر کدام از این تردستی‌ها هم در اینترنت زیاد است. این وسط رد کردن نخ از وسط گردن بدون اینکه  ذره‌ای خون روی زمین بریزد از آن کارهایی بود که مو به تن همه سیخ کرد و خیلی‌ها  همان‌جا به اوج کار شعبده‌باز پی بردند. در یکی از از کلیپ‌های مایندفریک، کریس  آنجل رو به دوربین بدون اینکه بخواهد کار اضافه‌ای کند نخی را روی گردنش می‌کشد و  آن قدر این کار را ادامه می‌دهد که نخ کم‌کم توی گلویش فرو می‌رود و دیگر دیده  نمی‌شود. فقط دو سر نخ باقی می‌ماند و تلاش بیشتر شعبده‌باز برای در آوردن دوباره  نخ از بیخ گلویش!
 
رازگشایی:
حقه است! آن هم به روشی که حل آن برای من و شمای  بی‌‌خبر از همه جا کمی سخت است. البته اگر کمی با فوت‌و‌فن‌های شعبده‌بازی آشنا  باشید متوجه می‌شوید!
شعبده‌باز قبل از انجام تردستی‌اش ماده‌ای خاص به  گردنش مالیده که بعد از هر بار تکان نخ ضخیم‌تر شده و مانند خمیر و به رنگ بدن او  نخ را به درون خودش راه می‌دهد بدون اینکه از پوست گردن جدا شود. اینجاست که  تماشاچی فکر می‌کند خمیری که روی گردن شعبده‌باز است همان پوست برآمده اوست که با  تکان‌های نخ دارد متورم می‌شود!
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
یک نخ پلاستیکی تنها وسیله‌ایست که شعبده‌باز با  آن کارش را شروع کرد
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
خمیر پلاستیکی در مدت کوتاهی کاملا به رنگ پوست  شعبده‌باز در‌می‌آید
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
 
ماده‌ای که آنجل برای فرو کردن نخ در گردنش  استفاده می‌کند. فقط یک وسیله خاص شعبده‌بازها است.  
رد شدن  غلتک از روی بدن
حتی کسی مانند کریس آنجل معروف هم با آن دک و پزش  یک جاهایی برای اینکه حواس مردم کوچه و بازار ینگه دنیا را سمت خودش جلب کند به وسط  خیابان می‌آید و با آن قد و قامت نه چندان پهلوانی‌اش خودش را به زیر یک غلتک چند  صد تنی می‌اندازد. این اجرا یکی از پربیننده‌ترین کلیپ‌های آقای شعبده‌باز بود که  یک روز تابستانی در نیویورک اجرا شد. برای کریس آنجل پارچه‌ای بزرگ روی زمین پهن کردند و رویش هم یک عالم خرده شیشه ریختند. غلطک را هم کمی عقب‌تر گذاشته بودند.  کریس به وسط میدان آمد. روی پارچه دراز کشید و شکمش را به روی شیشه‌ها گذاشت. بدون اینکه حتی یک قطره خون از بدنش بریزد. بعد  هم غلتک آسفالت کاری راه افتاد و از روی انگشت‌های پای شعبده‌باز رد شد و تا کمر او  جلو آمد. آه و ناله شعبده‌باز بود که بلند شد. مردم هم بدتر! بعد هم غلتک کنار  می‌رود و کریس جوان خودش را از زیر آن بیرون می‌کشد. شعبده‌باز زنده است بدون اینکه  حتی خراشی برداشته باشد!
 
رازگشایی:
کریس آنجل بیشتر از اینکه شعبده‌باز خوبی باشد  داستان رد شدن غلتک از بدن شعبده‌باز هم یکی از آن ماجراهایی است که او به خوبی از  پس آن برآمد. اولا که شیشه‌ها واقعی نبودند و از جنس همان شیشه‌هایی بودند که این  روزها در تهیه فیلم‌های سینمایی و صحنه‌های اکشن آنها زیاد به کار گرفته می‌شود.  آنجایی که بطری شیشه‌ای توی سر دشمن می‌شکند یا طرف از بالای یک برج چند طبقه با یک  عالم شیشه خرده شکسته به پایین می‌آید. این جور شیشه‌ها ساختگی هستند و هیچ آسیبی به بدن  نمی‌زنند. اما اصل ماجرای غلتک اینجاست که قبل از اجرای شعبده‌باز‌ دار و دسته او  به محلی که آنجل قرار بود در آن اجرا داشته باشد رفتند و مساحتی به اندازه بدن او  را کندند. جایش را هم با یک اسفنج نرم و انعطاف‌پذیر پر کردند و رویش را هم پارچه  کشیدند و خرده شیشه ریختند. با رد شدن غلطک از روی پاهای شعبده‌باز بدن او به پایین  می‌رفت و هیچ آسیبی نمی‌دید!
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
 
غلتک آسفالت‌کاری در حالی از روی تن شعبده‌باز رد  شد که زیر بدن او پر از خرده‌شیشه بود
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
یک نوار اسفنجی پهن زیر بدن شعبده‌باز قرار  می‌گیرد تا بافشار غلتک آسیبی به او نرسد.
  عکس های  نامزدی کریس انجل
شعبده باز مشهور آمریکایی نامزدی خود را با  "ساندرا گونزالز" رسما اعلام کرد. "کریس انجل" شعبده باز ۴۳ ساله مشهور آمریکایی  که به خاطر اجرای برنامه تلویزیونی "ذهن عجیب کریس انجل" طرفداران زیادی را در  سراسر دنیا جذب کرده سرانجام تصمیم گرفت با دنیای مجردی خود خداحافظی کند و در روز  ۷ سپتامبر نامزدی خود را با "ساندرا گونزالز" رسما اعلام کرد.
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
 
کریس, شعبده بازی, کریس آنجل, اسرار شعبده بازی
گفتنی است "کریس انجل" نامزد خود را ۴ سال  پیش در یکی از سری برنامه هایش در حالی ملاقات کرده بود که در آن برنامه کریس عروسش  را با ۵ قیراط الماس و حلقه های تیتانیوم سورپرایز کرده بود و این رابطه تا به حال  به طول انجامیده و منجر به ازدواج آنان شد. از زمان دقیق مراسم ازدواج آنها خبری  در دست نیست .
[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

آنونیموس “

هر مردی باید یکروزی ازدواج کنه،چون شادی تنها چیز زندگی نیست

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —

برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود،چون این انصاف نیست که بعضیها
شادتر از بقیه زندگی کنند

اسکاروایلد “

———— ——— ——— ——— ——— ———

برای پول ازدواج نکنید ، میتونید اونرو با بهره کمتری قرض بگیرید
ضرب المثل اسکاتلندی

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-

من از تروریستها وحشتی ندارم ، من دوساله ازدواج کردم
سام کینیسون “

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —
مردها فرصت بهتری در زندگی نسبت به زنان دارند،یکی بخاطر اینکه دیرتر
ازدواج میکنند و دوم اینکه زودتر میمیرند
اچ.ال.منکن ”
———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —

وقتی که یک زوج تازه مزدوج لبخند میزنند،همه میدونند چرا
ولی وقتی یک زوج ده سال پس از ازدواج لبخند میزنند همه حیرانند چرا ؟

 

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —

عشق آدم را کور میکند ولی ازدواج چشمان انسان را باز میکند

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-

وقتی مردی درب خودرو را برای همسرش باز میکند ، شما میتوانید مطمئن باشید که
یا ماشین جدید است یا همسرش

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —

من از همسرم پرسیدم که برای سالگرد ازدواجمان به کجا برویم؟ او گفت: به
جائی که تا حالا نرفتم.من گفتم: نظرت راجع به آشپزخانه چطوره؟!!!!!

آنو نیموس “

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —

من همیشه دستان همسرم را در دستم میگیرم، چون اگه رهاش کنم اون میره خرید

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— -

مردی دسته گلی روی قبر مادر عزیز مرحومش گذاشت و داشت به سمت ماشینش
برمیگشت که توجهش به مردی جلب شد که بالای سر قبری زانو زده بود.بنظر
میرسید مرد با سوز و گداز فراوانی جمله ای را تکرار میکرد،”چرا باید از
دست میرفتی؟” ، ” چرا باید از دست میرفتی؟”
مرد اولی به سمتش رفت وگفت: امیدوارم مزاحم سوگواریتان نشده باشم اما در
این حد اظهار عجز و ناراحتی را تا بحال ندیده ام ، برای چه کسی
اینطورعمیق ابراز ناراحتی میکنید؟ فرزند؟والدین؟
مرد سوگوار چند لحظه ای طول کشید تا خودش را جمع و جور کند سپس پاسخ
داد:”شوهر اول همسرم ! ”

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-

یک زوج بر سر یک چاه آرزو رفتند، مرد خم شد ، آرزوئی کرد و یک سکه به
داخل چاه انداخت.زن هم تصمیم گرفت آرزوئی کند ولی زیادی خم شد و ناگهان
به داخل چاه پرت شد
مرد چند لحظه ای بهت زده شد بعد لبخندی زد و گفت: ” این واقعاً درست کار
میکنه !!!!”

———— ——— ——— ——— ——— ——— ——— —-

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]
این رو چه‌طوری حل می‌کنی؟! فقط یک سؤاله، پس وقت بذار و درباره‌اش فکر کن.
 
از بچه‌های پیش‌دبستانی این سؤال پرسیده شد :
«اتوبوس توی این شکل به کدوم طرف می‌ره؟!»
 
 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
با دقت به شکل نگاه کن.
می‌تونی جواب بدی
.
.
.
.
.
.
.
.
(جواب‌های ممکن، چپ یا راست هست)
درباره‌اش فکر کن
.
.
.
.
.
هنوز نمی‌دونی؟
.
.
.
.
باشه، من به‌ات می‌گم.
.
.
بچه‌های پیش‌دبستانی همگی جواب دادند: «چپ»
.
.
.
وقتی ازشون پرسیدن که چرا فکر می‌کنید اتوبوس داره به طرف چپ می‌ره؟
اونا جواب دادن:
.
.
.
.
«چون توی عکس، نمی‌تونی در اتوبوس رو ببینی.»
.
.
.
الآن چه احساسی داری؟
می‌دونم. من هم همین‌طور.

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٦ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

چه فرقی میکند
می خواهم دلتنگی هایم را
در برابر همۀ چشم ها برهنه کنم
به این امید که شاید بین آنها
چشمهای تو بیقراریم را ببیند....
حروف را کنار هم می چینم
واژه ها را یکی یکی پاک میکنم
دوباره از نو می نویسم
دلم میخواهد چیزی بنویسم که سر ذوق بیاوردت
آنقدر که دلت بخواهد ردپایی از خودت بگذاری
به دنبال کلمات بزرگ نمیروم، ساده میگویم
این حرفها، این خط ها، این خط خطی ها
دلشان برای نوازش نگاهت تنگ است....                                                       

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٤ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

ساده مینویسم.. نه برای تعریف و تمجید..برای خودم..برای با او بودن..
من منتظر میمانم.. تا روزی که او می آید ، بیاید..
من منتظر می مانم..تا ..
تا..
من /او / گوشه ای از یک کافه یا پارک... و تمام دنیای من..
میترسم روزی که او می آید..نیاید..                                                       

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢۳ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

چرا میخندم ... ؟!
.
و چرا میگریم ... ؟!
.
.
.
جوابی نمیدهم، همان بس که بدانی ... ؛
.
.
.
.
.
بــالا و پایـــین پــریــدنــم از شــوقِ زنـــدگـی نــیست، مــاهی روی خاکــــ چــه می کــــند ... ؟                                                       

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱۸ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

حال من خوب است
اینجا اندکی سرد است بی تو
به لرزش دندانهایم عادت کرده ام
قلبم هنوز میزند اما ساعت مچی ام قوی تر
غم چشمانم دگر کهنه شده بس متورم است رگهایش
بدنم به سخت نفس کشیدن واکنشی نشان نمیدهد. انگار میداند بی نفس باید بماند به امید وصال
یادت نرود زودتر بیایی. میترسم بدنم بی تو به مرگ هم عادت کند...
قرارمان این بود که پیام محبتمان با دود باشد. نمیدانم دست تو تکه چوبی هست یانه. من اینجا جنگلی را به آتش کشیده ام ...

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱۳ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

حالم خوب است..

اصلا هم دلم برایت تنگ نشده

حتی به تو هم فکر نمیکنم…

باران هم دیگر تو را به یاد من نمی اورد

مثل همین حالا که می بارد

لابد حالا داری زیر باران قدم میزنی

چتــــــــــــــــرت را فرامــــــــــــوش نکن

لباس گـــــــــرم را هم…                                                       

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

حکایت رفاقت من با تو ، حکایت "قهوه" ایست ، که امروز به یاد تو ... ...
تلخِ تلخ نوشیدم !
که با هر جرعه ، ... بسیار اندیشیدم ، که این طعم را دوست دارم یا نه ؟!
و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن ، که انتظار تمام شدنش را نداشتم !
و تمام که شد ، فهمیدم ، باز هم قهوه می خواهم !
حتی ، تلخِ تلخ !                                                       

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٠ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

خاطرات را باید سطل سطل . . .

ازچاه زندگی بیرون کشید . . . !

خاطرات نه سر دارند و نه ته . . .

بی هوا می آیند تا خفه ات کنند . . .

میرسند . . .

... ... گاهی وسط یک فکر . . . !

گاهی وسط یک خیابان . . . !

سردت می کنند . . . داغت میکنند . . . !

رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . . !!!

خاطرات تمام نمی شوند . . .

تمامت می کنند!                                                       

[ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠٦ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

خداوندا ...

مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن

تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم 

آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم

آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم 

آنجا که خطاست راستی را هدیه کنم 

آنجا که شک است ایمان بدهم

آنجا که نومید است امید شوم 

آنجا که ظلمت است چراغی برافروزم 

آنجا که غم است شادی به پا کنم

خداوندا  ...

باشد که بیشتر تسلی دهم تا تسلی یابم 

در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن 

در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن 

زیرا

با فراموشی خویشتن است که خویشتن را می یابیم 

با بخشیدن است که بخشوده می شویم 

وبا مردن است که زنده می شویم

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند
سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند
عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار
این شهر، بی نقاب قبولم نمی کند
ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت
عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند
این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند
بیتاب از تو گفتنم آخ که قرنهاست
آن لحظه های ناب قبولم نمی کند
گفتم که با خیال دلی خوش کنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمی کند
بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمی کند  

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٤ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

*دقیقا اون زمان که راننده تاکسی می خواهید سبقت بگیره حتما یه مسافر هست که بگه: آقا پیاده می  شم!

*هشتاد  درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای!

*اگر بلیت نداشته باشی پول  خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.

*اونی که بیشتر از همه  دوستش داری، عاشق اونی میشه که بیشتر از همه ازش تنفر داری!

*کافیه یه بار تو کلاس،  خونه یا مهمونی عطسه کنی تا 6 قرن بعد هرکی مریض میشه و تورو می بینه میگه من از تو  گرفتم!

*وقت  نوبت ما میشه نون بگیریم همون موقع آشنای شاطرم میاد نون بگیره!

*واژه های «جون مادرت!»  دقیقا وقتی از دهنت می پرن که طرف مقابلت مادرش رو از دست داده.

*هر وقت می خوای انگلیسی  تایپ کنی کیبورد رو فارسیه و وقتی میفهمی که جمله رو تا آخر تایپ  کردی!

*همیشه  وقتی می خوای «ست» بپوشی، یه تیکش تو رخت چرکاست!

*پریدن فیوز برق با حساسیت  مسابقه فوتبال رابطه مستقیم داره.

*تمام ماه ظرفاتو می شوری،  خشک می کنی، میذاری تو کابینت، درست روزی که مامانت میاد بهت سر بزنه کلی ظرف نشسته  داری، پاک آبرومت میره!

*هروقت همه چیز زندگیت  سرجاشه، یه چیزی رو جای اشتباه گذاشتی که بعدا صداش درمیاد!

*همیشه هوس همون غذایی رو  می کنی که تو یخچال نیست.

*میزان سنگ توی غذا با  دندان های خراب و سست رابطه مستقیم دارد.

*هر وقت میای در کنسرو ماهی  رو باز کنی حلقه اش کنده می شه!

*اگر تو یه اتوبوس پنجاه تا  از بهترین نوع صندلی وجود داشته باشه، همیشه اون داغون داغونه سهم تو  میشه!

*اینترنت همیشه پرسرعت کار  میکنه مگر اینکه شما کار مهم و واجبی داشته باشید!

*همیشه 99 درصد اول سریع  دانلود میشه، یک درصد آخر قطع میشه!!!

*فاصله شما با گیت سالن  پرواز رابطه مستقیم داره با وزن باری که حمل می کنید و رابطه عکس داره با زمان باقی  مانده تا پرواز!

*دقیقا وقتی داری با بابت  راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی، تلویزیون یه برنامه پخش می کنه درمورد تاسف بارترین  تصادف های تاریخ بشر با ماشین!

*وقتی تزریقاتی ازت پرسید  کی پنی سلین زدی فرقی نمی کنه که بگی 6 سال، 6 ماه، یا حتی 6 ثانیه پیش، چون اون  شهوس کرده ازت تست بگیره و تو بیشتر درد بکشی!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیم

 


 
رانندگی در کشور های مختلف
شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره
نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق
بوستون: یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز
اوهیو: هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها
کالیفورنیا: هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر دو پا روی پدال گاز، صورت چرخیده و مشغول صحبت با کسی که روی صندلی عقب نشسته
به ایران خوش آمدید: یک دست روی بوق، با دست دیگر مشغول دست دادن، یک گوش به موبایل، گوش دیگر مشغول شنیدن موزیک با صدای بلند، پا بر روی پدال گاز، چشمها به خانمهای کنار خیابان دوخته شده، صحبت با شخص دیگری که در ماشین بغل او در حرکت است.

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

یه دوست دارم، وقتی تازه ازدواج کرده بود، مارو که میدید، همش بهمون پوزخند می زد،  الان دوسال گذشته، مارو که می بینه بغض می کنه ...

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin
 

سرخوش از سرجلسه امتحان اومدم بیرون که فهمیدم ازسرخوشحالی برگه تقلب رو هم لای پاسخ سوالا به استاد تحویل دادم
خدااااایا موفقیت هامون هم نصفه نیمه است

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

یارانــــــــــه ی عـــــزیز فقط انصـــــراف بدیم کافیه یا بایـــــــد اونایی کــــــــــه گرفتیـــــمم بیاریــــم پـــــس بدیــــــــم؛
هر جور خودت راحتی بگو ها!!

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

آنان که "عوض" شدنشان بعید است، "عوضی" شدنشان قطعی است... شک نکن !

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

کچل باشی ...
بری بالای شهر میگن مد روزه ،
بری مرکز شهر میگن سربازی ،
بری پایین شهر میگن زندانی بودی !
این همه تفاوت توی شعاع ۲۰ کیلومتر ..!

 


big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

آقایون محترم توجه کنید :

وقتی دوست دخترتون ازتون میپرسه :
اگه یه روز ازدواج کردی،من‌ به عروسیت دعوت میکنی؟
بدون اینکه حرفی بزنید صحنه رو ترک کنید
این سوال در نهایت حیله گری طراحی شده :))

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

گویش دختران در سال 81: عزیزم، عشقم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم..
گویش دختران در سال 86:عزیزم، عشقم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم..
گویش دختران در سال 91:عجیجم، عجقم، چلا نالاحتی؟ قلبونت بلم..
گویش دختران در سال96:دیبیلم، عولوپولو، بیلی بولو نات..

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

یکی دکتر میشه |:
یکی مهندس میشه |:
منم درس عبرت شدم برا بقیه

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

ای پسرانی که شلوارهای صورتی و سرخابیو سبز فسفری و بنفش از کتان و غیرو بر تن مینُمائید و از خود عکسهای فشن و خشن میگیرید
آیا به راستی با خود می اندیشید , فردا روز , که فرزندانتان این عکسها را میبینند , از شما دو زار حساب میبرند ؟؟؟
بابای ما سیبیل داشت ! خط اتوی شلوار پارچه ایه دمپاگشادش هندونه قاچ میکرد ! عاقبتمون این شد ... !!!!! شما کلاً هر جور راحتین
یه وقت خجالت نکشیــــــــنـــا...

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛
بمباران میشه،
خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون،
ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره!
.
.
.
.
این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش لامصبا....؟!!؟

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

شوما فک می کنید فتوشاپ فقط کامپیوتریه!! ولی من یه خانومی رو دیدم شبیه عانجلینا جولی بود ، بعد بدون آرایش دیدمش شبیه مرحوم نادره بود!!
اینجاس که بعضیا رو می بینی باید بگی: ببخشید فتوشاپه دیگه؟

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟
یکی گفت من.
همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

یکی از نشونه های آخر الزمون اینه که دخترا به پسرا تیکه میندازن.جدیداً دخترا با ماشین ما پسرا رو بلندم که میکنن!! آقایون اگه همینجوری پارسایی پیشه کنیم و مقاومت کنیم پا ندیم چند وقت دیگه توسط چند دختر بهمون تجاوز هم میشه!!!!!!!!

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 اخطار

یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن !

نرید بخونید به من فش بدیدا !

دوتا مردشور بودن هر جنازه‌ای میاوردن شکمشو وا‌ میکردن غذا هاشو میخوردن یه روز شکم یکیو واز می‌کنن توش ماکارونی‌ بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور  رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی‌ خیلی‌ دوس داشتی!!؟  میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره. بعد که تموم می‌شه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود  اونم حالش به هم میخوره همه‌رو بالا میاره  بعد اون یکی‌ شروع می‌کنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمی‌‌گی توش مو بود چندش  رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

آیا تا کنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید؟ آیا به این موضوع دقت کرده‌اید ؟
قبل از اینکه این متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید.


شما شخصی هستید که هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:
پول برای شما اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به دست آوردن آن انجام ‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت های خود خیلی پایبند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستند ولی شما به تفکرات دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

شما شخصی هسیتد که ابتدا زیر بغل خود را می‌شورید:
شخصی قابل اعتماد و بسیار مسئول هستید و هر کاری که بر عهده شما گذاشته می‌شود را به خوبی انحام می‌دهید . شخصی کاملا مردمی‌هستید و به همین دلیل و ویژگی که دارید بسیاری از افراد مطیع شما هستند و ارزش بالایی را برای شما قائل هستند ، زیرا شما اگر دوستی داشته باشید که در قطب شمال زندگی کند و به کمک شما احتیاج داشته باشد بلافاصله با شنیدن این خبر به کمک او می‌روید . اما توصیه می‌کنیم اینقدر صادق نباشید زیرا باعث می‌شود که متحمل ضربات جبران ناپذیری شوید.

شما شخصی هستید که ابتدا موهای سر خود را می‌شورید:
این افراد هنرمند، خلاق، هستند و معمولا دارای افکاری مثبت هستند که باعث می‌شود دیگران را به خود جذب کنند. این افراد معمولا آنقدر در رویاهایی خود غوطه ور می‌شوند که گاهی فراموش می‌کنند در حال حاضر و در این زمان به سر می‌برند. برای به دست آوردن پیروزیها و موفقیت ها با تلاش مدام و پیوسته پیش می‌روید. شما قادر به درک موضوعاتی هستید که دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند. موقعیت اجتماعی برای شما بسیار مهم تر از جنبه ی اقتصادی آن می‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهمیت زیادی می‌دهید.

شما شخصی هستید که اول قفسه‌ی سینه تان را می‌شورید:
شخصی هستید که زیاد اهل حرف و سخن نیستید و ترجیح می‌دهید در مورد کاری صحبت نکنید تا این کار به اتمام برسد و بعد در مورد آن صحبت می‌کنید ، آدمی‌رک هستید.آرامش خیال و آسودگی بزرگترین هدف شما در زندگی است . شما شخصی هستید که نمی‌توانید افرادی که به نوعی حواس پرت یا پریشان هستند تحمل کنید . شما همیشه تمایل به کارهای جدید و نو دارید و از تمام وقایع جدید و متنوع استقبال می‌کنید.

شما شخصی هستید که اول شانه‌هایتان را می‌شورید:
این افراد معمولا در همه‌ی کارهای خود با ناامیدی وارد می‌شوند به همین دلیل نمی‌توانند پیروز میدان شوند جون از ابتدای امر با نا امیدی وارد می‌شوند . علی رغم توانایی های زیادی که دارید تا کنون پیشرفت قابل توجهی نصیب شما نشده است . دوست دارید وقت خود را در تنهایی بگذرانید و از تفریحات جمعی فراری هستید . پول برای شما در زندگی تان تاثیری وافر و باور نکردنی دارد در حالی که بر تمام قعالیت های شما تاثیر مستقیمی‌دارد.

شستن سایر نقاط بدن:
شما شخصی بسیار متعادل هستید، به راحتی می‌توانید درون خود را کنترل کنید و بر احساسات قلبی تان فائق شوید . شما فردی فعال و پویا نیستید باید این موضوع را یاد بگیرید که این حس را در خود بیدار سازید تا بتوانید زندگی تان را از هیجان سرشار کنید . شما شخصی دوست داشتنی هستید و به هر مجلسی که قدم بگذارید دوستان زیادی را برای خود پیدا می‌کنید.

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

بار آخر! دست آخر!
من ورق را با دلم بر میزنم!
بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت دل حکم کن! ... حکم دل ...
هر که دل دارد بیاندازد وسط تا که ما دلهایمان را رو کنیم!
دل که روی دل بیفتد عشق حاکم می شود!
پس به حکم عشق بازی می کنیم
این دل من رو بکن حالا دلت را!
دل نداری ؟! بر بزن اندیشه ات را ...
حکم لازم!!! دل سپردن، دل گرفتن، هر دو لازم...

 
[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

یادش بخیــــــــر
یه روزی آدما به جای شماره
به هم" دل " می دادن

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

دیوانه نمی‌گوید دوستت دارم (!)
دیوانه می‌رود تمام ِ دوست داشتنش را
به هر جان کندنی
جمع می‌کند از هر دری
می‌زند زیر بغل
می‌ریزد پای کسی که
قرار نیست بفهمد دوستش دارد ...

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر ، همین که با دل کسی بازی نکنی مردی ....

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

کلــــمـات ، قــدرت آزار دادن شـــمـا را نـــدارنـــد ! مگـــر آنــکه  گـــویـــنده ی کــلمــات بـــرایـــتـان ، بسیــار عــزیــز بـــاشـد !!!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

ایـنـجـا زمـیـن اسـتـــ

مـحـل کـودکـان بـوسـه ای

چـه بـسـیــارنـد کـودکـانـی کــه بـه دنـیــا مـی آیـنـد

کــه در ابـتـدا قـرار بـوده فـقـط یـکـــ بـوسـه بـاشـنـد . . .

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

همـیشـه خـــــودت بـاش ... دیگـــــران بـه انـدازه کافــــی هســتند ...

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

تلاش برای زنده کردنِ یک رابطهِ از دست رفته
مثل اینه که بخوای یه چای سردشده
رو با ریختن آب جوش گرم کنی
نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش..!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

شمردن بلد نیستمـ . . . دوستــــ داشتن بلدمـ
و گاهے شدهـ . . . یکے را دو بار دوستــــ داشتـ‌ه باشمـ
دو نفر را یکـــ جا (!)
... چه کار مے شود کرد ؟
دوستــــ داشتن بلدم . . . شمردن بلد نیستمـ . . .

 

منظور من نیستما  مناصلا سواد ندارم

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

دِلــَم یک اتِّفاق می خـواهـَد !
یکـــ تـلفن نا آشنا
با بـی مـِـ ـیلی تـمام جواب دَهَم

و

صـِـــــــــــدای تــو ...

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیبایی هاست !!!

عینک را برداشتم ...
وحشت کردم از هیاهوی رنگها

عینکم را بدهید می خواهم به دنیای  یکرنگم پناه ببرم ..

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

گیرم که باخته ام, اما کسی جرات ندارد به من دست بزند, یا از صفحه بازی بیرون کند؛

شوخی که نیست, من "شـــــــــــــــــــــاه" شطرنجم ..

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

انسان ها به ناگهان شکسته نمی شوند
این ماییم که دیر به دیر نگاهشان میکنیم . . .!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

نبودنِ تو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست !! ...
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد ؛
شعر نمی‌چسبد ؛
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد ؛
نمک از نان رفته ؛
خنکی از آب ؛
ما بی‌تو فقیر شده‌ایم ...

 
[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

تـمـام اصـل هـاے حـقـوق ِ بـشـر را خـوانـدم
و جـاے یـڪ اصـل را خــالـے یـافـتـم
و اصـل دیـگـر ے را بـﮧ آטּ افـزودم
اصـل ِ سـے و یـڪـم :

هـرانـسـانـے حـق دارد هـر ڪـسے را کـﮧ مے خـواهـد دوسـﭞ داشـتـﮧ بـاشـد !

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

*رفتم عابربانک، یارو داره جون میکنه با دستگاه کلنجار میره بعد ده دقیقه  برمی گرده میگه شما هم کار داری؟ پ ن پ پیک موتوری ام وایسادم نامه اداری تونو تایپ  کنین ببرم.

*رفیقم اسم خانومم رو توی  شناسنامه دیده. میگه: زنته؟ میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا  نشده اینجا زدن گم نشه!

*امروز هوا خیلی سرد بود،  رفتم چسبیدم به شوفاژ کلاس، یکی از رفیق هام اومده میگه: شوفاژ روشنه؟ جواب دادم: پ  ن پ خاموشه، دارم خورم رو بهش می مالم تا گرم بشه یه وقت خدایی نکرده شما سرما  نخورید!

*داریم راه می ریم با  دوستام، پام پیچ خورد، خوردم زمین میگه کمک می خوای؟ میگم پ ن پ شماها خودتون رو  نجات بدین من اینجا می مونم مقاومت می کنم.

*میگم مکانیک سیالات 9 شدم،  میگه: یعنی افتادی؟ میگم پ ن پ استاد گفت دست و بالم تنگه این 9 رو بگیر حالا بقیش  رو هم سر ماه میدم!

*رفتم پرنده فروشی میگم آقا  قناری های نر و مادتون کدومان؟ میگه می خوای بخری؟ پ ن پ، مامور منکراتم اومدم  ببینم قفس شون یه وقت مختلط نباشه!

*وسط خیابون ماشین محکم زده  بهم، پخش شدم رو زمین، میگه تصادف کردی؟ پ ن پ، تو محوطه جریمه خودم رو انداختم  زمین از داور پنالتی بگیرم! میگه زنگ بزنم اورژانس؟ پ ن پ زنگ بزن برنامه نود فردوسی پور ببین پنالتی بود یا نه.

*رفتیم غار علیصدر. به  رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پ ن پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا  سکوت دارن فعلا.

*هفته پیش مریض شدم، رفتم  آمپول بزنم. آمپول ها رو دادم به پرستاره. میگه آمپول بزنم؟ پ ن پ توش آب پر کن  تفنگ بازی کنیم!

*به دوستم میگم فهمیدی مریم  جدا شد؟ میگه از شوهرش؟ پ ن پ، چسبیده بود کف ماهیتانه کفگیر زدم جدا  شد...

*تو  تاکسی تنها نشستم می خوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟ میگم پ ن پ 2 نفر حساب کن  خورزوخان هم هست!

*یارو اومده خونه رو ببینه  واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره؟ پ ن پ  آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع می شه!

*تو لباس فرم منو  دیده  میگه سربازی؟ پ ن پ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم  کردم!

*مامانم  سفره پهن کرده بود، بهش گفتم می خوای شام بیاری؟ گفت: پ ن پ میخوام گلای سفره رو آب  بدم!

*رفتم  داروخونه کرم ترک پا بگیرم میگه واسه پا میخواین؟ پ ن پ میخوام در جهت ازبین بردن  ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم!

*تو آشپزخونه استکان و  قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پ ن پ، شیشه  نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

*در پارکینگ رو باز کردم  برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پ ن پ در رو باز کردم هوای  کوچه عوض شه...

*داشتم تلویزیون می دیدم.  بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعد به من میگه داشتی می دیدی؟! گفتم پ ن پ
داشتم گرمش می کردم تا شما بیای ببینی!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٠۱ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

 حتما شما هم  بارها برای دسترسی به نرم افزارهای سودمند و مختلف دچار مشکل شده اید. برای خرید  این گونه نرم افزارها بیشتر باید دردسر زیادی را تحمل کنید، اما چه می شد اگر بعضی  از آنها را می توانستید راحت و بدون دردسر از اینترنت دانلود و بعد هم خیلی قانونی  از آنها استفاده کنید؟

خب بنده  قصد دارم  تا شما را با اینگونه نرم افزارها  آشنا کنیم. این نرم افزارها تنها با چند کلیک برای استفاده شما حاضر و آماده اند.
از نرم افزارهای دانلود موسیقی گرفته تا حفظ سیستم امنیتی کامپیوترهای خانگی تان،  هرچه بخواهید در این بازار پیدا می شود، فقط باید کمی حوصله کنید. پس با من در این  گردش همراه شوید، ضرر نمی کنید!

www.freemake.com/free_music_box 18.08 MB Freemake Music Box

دستگاه پخش موسیقی آن  لاین با قابلیت اجرا در: ویندوز اکس پی، ویستا، سون

 

این برنامه، از  آخرین برنامه های ارایه شده توسط freemake است که از بزرگ ترین شرکت های تولیدکننده  نرم افزارهای پخش و دانلود مجانی موسیقی به شمار می آید. این برنامه، یک موتور جست  و جوی ساده و در عین حال خوش طرح است که موزیک هم پخش می کند.

درواقع، تنها  کاری که شما باید انجام دهید، این است که نام خواننده و یا نام موزیک را در قسمت  جست و جوی این نرم افزار تایپ کنید و سپس دکمه اینتر را بزنید. در کمتر از چند  ثانیه فهرست بلندبالایی از موزیک ها و خواننده هایی که نامشان با فرد موردنظر شما  مطابقت می کند، روی صفحه نمایش داده می شود.
 
جالب اینجاست که شما تنها با یک  کلیک می توانید هرکدام از آهنگ هایی را که می خواهید، بشنوید و لذت ببرید. سایت  هایی که این موزیک ها را ارایه می کنند، قانونی بوده و معمولا همان سایت هایی هستند  که شما با آنها آشنایی دارید.

یکی از نکات قوت نرم افزار این است که شما می  توانید آهنگ ها را جلو یا عقب برده و سرعت پخششان را هم کم و زیاد کنید. از برنامه  های دیگری که این کمپانی برای این نرم افزار تهیه کرده و در آینده ای نزدیک شاهد آن  خواهیم بود، نرم افزارهایی برای مدل های وب، اندروید و آی پد است.


Bit.ly/sfolders285 374KB Smart Folder

فولدرهای باهوش با  قابلیت اجرا در: ویندوز اکس پی، ویستا، سون

 

همان طور که بیشتر  شما می دانید، اضافه کردن فولدرهای گوناگون روی اندروید و ios به این صورت است که  شما یک آیتم را از مکان موردنظرتان جدا کرده و به جای دیگری می برید و کار تمام  است.

خب، اسمارت فولدرز هم تقریبا کار مشابهی را روی ویندوز اعمال می کند.  به این صورت که پس از نصب برنامه، صرفا باید فولدرهای موردنظرتان را به بالای  فولدرهای دیگری انتقال دهید و برای هر پوشه جدید هم نامی مخصوص انتخاب کنید و دیگر  کاری نخواهید داشت. البته، این نکته فراموش نشود که این برنامه، صرفا درباره  فولدرها قابلیت اجرا دارد. مورد آخری هم که باید به آن توجه داشته باشید، این است  که شما به هیچ وجه نمی توانید با این نرم افزار در دیگر فولدرها، فولدر جدیدی ایجاد  کنید.


Bit.ly/pcloker285 793KB Smart PC Locker Pro

قفل باهوش و حرفه ای  کامپیوتر با قابلیت اجرا در: ویندوز اکس پی، ویستا، سون

امکانی که این نرم افزار برای سیستم شما فراهم می کند این است که به شما  اجازه می دهد که کامپیوترتان را موقتا قفل کرده و از دسترسی به اطلاعاتتان توسط شخص  دیگری، بدون ارایه رمز عبور، جلوگیری کند.

یکی از نکات قوت این برنامه، آن است که شما می توانید پس از تنظیمات مختلف، آن را فعال کرده و زمان فعال سازی و غیرفعال شدن برنامه را هم مشخص کنید. وقتی برنامه روی سیستم شما فعال باشد، درایوهای DVD و CD سیستم تان و همین طور Windows Task Manager به کلی غیرفعال شده و تنها زمانی دوباره به کار خواهند افتاد که شما سیستم را ری بوت کنید که آن هم با وجود فعال بودن این سیستم، چندان کار آسانی نخواهد بود. فکر می کنم حالا با خیال راحت تری سیستم تان را برای صرف چای ترک کنید!


www.coolnovo.com 1.1MB CoolNovo2

مرورگرهای تازه متولد می  شوند با قابلیت اجرا در: ویندوز اکس پی، ویستا، سون

این  مرورگر پیش از این با نام کروم پلاس شناخته می شد و بد نیست بدانید که برنده جایزه  طلایی Web User هم شده است. این مرورگر بر پایه کروم طراحی شده است و افزونه های  تازه جالبی هم دارد.

از این افزونه ها می توان به حالت IE اشاره کرد. این  حالت مخصوص مشاهده سایت هایی است که مخصوص نمایش در اکسپلورر طراحی شده اند و در  مرورگرهای دیگر نمایش داده نمی شوند.

از دیگر افزونه ها نیز می توان حالت  ماوس Mouse gestures و Privacy Plus را نام برد که با اجرای آن، داده های قبلی شما  هنگام استفاده از مرورگر، با بستن پنجره، از روی سیستم پاک خواهد شد و به این طریق،  اطلاعات محرمانه شما هم محافظت می شوند.


www.wisecleaner.com 1.1MB Wise Cleaner

گرد و خاک هارددیسک هایتان را  بگیرید با قابلیت اجرا در: ویندوز اکس پی، ویستا، سون

این دیسک پاک کن  باهوش، فضای اشغال شده توسط فایل های بی مصرف روی سیستم تان را آب و جارو کرده و  دیسک را از شلوغی بی مورد نجات می دهد. نسخه جدید این نرم افزار علاوه بر اینها،  اشکالات موجود در دیسک را رفع کرده، ساپورت های زبانی را بالا می برد و علاوه بر  اینها، در کنار پاک کردن فایل ها، یک سطل آشغال جدید هم برای شما ایجاد می کند که  اگر مایل نبودید که بعضی از فایل ها پاک شوند، بتوانید این کار را نیز انجام دهید.
به عبارت دیگر، این پاک کن مخصوص، در نهایت و به روشی جدید و آسان، آنچه را که شما  تصمیم به پاک کردنش داشته باشید، به راحتی از صفحه روزگار سیستم تان پاک می  کند.

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

*حتما بعد از لذت یه دوش آب گرم تمام قطره های آب یخ روی سقف برای سر خوردن
روی بدنت از هم سبقت می گیرن و موهای تنت رو سیخ می کنن!

*تو یک بازی اکشن تو یک  مرحله خیلی سخت چند روزه گیر کردی و هرچی استراتژی می چینی و نقشه می کشی بازم می  کشنت اما همچین که وسط بازی یه کار واجب برات پیش میاد و می بینی که باید بری، یه  اسلحه بر میداری و حمله می کنی تو دل 200 نفر و همین جوری الکی شلیک می کنی تا  بکشنت و تموم بشه بری دنبال کارت ولی حالا عمرا اگه بمیری همین جوری پیش می ری و از  طرفی هم شدید عجله داری که بری به کارت برسی؛ مورفی ترش هم اینجاست که آخر سر هم  نمی کشنت و تو مجبوری خودت دستگاه رو خاموش کنی.

*واژه «جون مادرت» دقیقا  وقتی از دهنت می پره که طرف مقابلت مادرش رو از دست داده

*وقتی یه لباس سفید بپوشی  تمام دنیا دست به دست هم میدن تا یه لک روش بیفته!

*تو مهمونی یکی که دوربین  داره گرفتن فیلم رو به عهده می گیره، بعدش کل فیلم فقط از فک و فامیل خودشه یا نوه  یا بچه 2 سالشه که تازه راه می ره! اگر از کل 3 ساعت فیلم 2 تا صحنه روی تو اومده  باشه، مطمئنا در بدترین حالت عمرت قرار داری!

*وقتی می خوای یه بسته رو  با آژانس بفرستی تویوتا کمری می فرستن؛ وقتی خودت می خوای با آژانس جایی بری پیکان  جوانان می فرستن.

*هر موقع ناخون هاتو می  گیری، دقیقا بعدش یه کاری واست پیش می یاد که نیاز شدیدی به ناخن  داری.

*هروقت  بخوای روی ظرف های داخل سینک ظرفشویی آب بریزی؛ همیشه یه قاشق هست که جهت آب رو به  سمت خودت منحرف کنه و سرتاپات خیس شه!

*بیشترین زمانی که به مرخصی  احتیاج داری وقتیه که از تعطیلات برمی گردی!

*وقتی که ته مداد رو کامل  جویدی تازه یادت میاد قرضی بوده!

*توی یه تور دسته جمعی،  صاحب دوربین همیشه آدمیه که عین توریست های ژاپنی فقط از سوژه های بی جان، بی شکل و  بعضا بی اسم عکس می گیره، وقتی برمی گردین یه عکس دسته جمعی ندارین!!

*وقتی شب امتحان قهوه می خوری که تا صبح بیدار باشی و درس بخونی، عملکردش از صد تا دیازپام بهتر می  شه

*تو یه تست  اگه بین دو گزینه شک داشته باشی و یکی از اون 2 گزینه صحیح باشه، تو حتما گزینه غلط  رو انتخاب می کنی

*کافیه توی بدترین شرایط  مالی باشی اونوقت حتما یکی از این سه تا خراب می شه:

موبایل، لپ تاپ،  ماشین

*وقتی  می خوای بری از توی جیبت چیزی برداری، اون چیزی که می خوای همیشه توی اون یکی  جیبته!

*درست  موقعی که گوشیت را میزنی به شارژ همه یادشون میافته بهت زنگ بزنن!!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

دانستنیها: بدترین اتفاق  ممکن برای یک کاربر این است که روزی کامپیوترش را روشن کند و متوجه شود، ویندوز بالا نمی آید. اگر تنها یک بار این اتفاق را تجربه کرده باشید حتما می دانید که  چقدر وحشتناک و مایوس کننده است؛ کاربر تمام اطلاعات مربوط به ویندوز را از دست می  دهد و باید دوره ای خسته کننده و تکراری را طی کند تا به حالت اولیه بازگردد اما  خوشبختانه یک راه حل ساده وجود دارد که شاید خیلی ها از آن غافل باشند؛ استفاده از  گزینه ریپیر (Repair) در دی وی دی نصب ویندوز 7.

 

اما اگر به چنین  امکانی دسترسی ندارید. هنوز هم راه نجات دیگری وجود دارد اگر قبل از بروز بحران، به  فکر راه چاره باشید اگر به مطالب این مطلب دقت کنید می توانید به راحتی یک سی دی  نجات ویندوز 7 تهیه کنید تا در زمان بروز مشکل، به راحتی ویندوز خود را بازیابی  کنید.

البته بهتر است به آدرس «http://www.macrium.com/reflectfree.aspx»
مراجعه کرده یک کپی از ابزار Macrium Reflect Free تهیه کنید تا بتوانید از امکانات  شبیه سازی آن استفاده کنید.

1- گام  اول  

از منوی استارت به بخش کنترل پنل  بروید. اگر گزینه View by در حالت Category است روی تیرک کلیک کنید و گزینه Large  Icons را انتخاب کنید تا تمام بخش های کنترل پنل را روی صفحه داشته باشید. بخش  Backup and Restore را پیدا کنید و با دوبار کلیک چپ، وارد شوید.


2- گام دوم

روی  گزینه Create a system repair disc در نوار سمت چپ کلیک کنید تا ابزار موردنظر اجرا  شود. اگر این گزینه را پیدا نکردید باید به منوی استارت رفته عبارت recdisc را تایپ  کنید تا ابزار موردنظر را پیدا کرده، فعال کنید.


3 – گام سوم

یک  سی دی یا دی وی دی خالی وارد درایو مربوط کرده روی تیرک کناری برنامه در بخش Create  a system repair disc کلیک کنید تا درایو مربوطه را انتخاب کنید.


4- گام چهارم

روی کلید Create disc کلیک کنید تا سیستم، فایل های لازم را روی دی وی دی کپی کند. این  مرحله به سرعت انجام می شود. سپس باید نام Repair disc Windows7 را برای دی وی دی  خود انتخاب کنید.


5- گام پنجم

حالا باید دی وی دی  نجاتی که تهیه کرده اید را تست کنید. در ابتدا کامپیوتر خود را دوباره راه اندازی  کنید و با ایجاد تغییر در بخش BIOS setup سیستم را به گونه ای تنظیم کنید که هنگام  بارگذاری از روی دی وی دی بوت شود. برای اجرای این عملیات معمولا باید وقتی  کامپیوتر در حال بوت شدن است کلید F8 را نگه دارید.


6- گام ششم

در این مرحله پیامی  روی صفحه نقش می بندد که از شما می خواهد با فشاردادن یکی از کلیدهای کی بورد، روند  بوت از روی دی وی دی را آغاز کنید. حالا باید گزینه (EMS Enabled) Windows Setup را  از منو انتخاب کنید.


7- گام هفتم

پس از انتخاب زبان  کی بورد، روی گزینه Next کلیک کنید. در این قسمت باید نوع نصب ویندوز را انتخاب  کرده دوباره روی گزینه Next کلیک کنید. اگر ویندوز کامپیوتر شما از دست رفت می  توانید با استفاده از این دی وی دی و انتخاب گزینه Startup Repair به طور اتوماتیک  ویندوز کامپیوتر خود را بازیابی کنید.
[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

*وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!

*اگه سال تا سال یه قرون تو  جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه  میفهمن!

*موقع  فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه  دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی 2-2 تموم شده!

*هرچقدر هم دلیل منطقی واسه  خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن  عجیب!

*وقتی پیاده باشی تاکسی  گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می  کنی.

*هروقت  گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی  میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.

*تو یه ظرف آجیل اولین چیزی  که می خوری یه بادوم تلخه.

*موقع درس خوندن پرزهای  موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه  کنی.

*سر جلسه  به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره  اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!

*اگه یک بار سر کلاس نری و  استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از  اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن  که فلانی، استاد گفت حذفی!
 
*برای موفق شدن تنها یک راه  وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد.

*اگه یه ماشین صفر بخری،  هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی  ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار.

*یه وقت هایی که خیلی عجله  داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی 2تاش  پنچره!

*دقیقا  همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!

*دقیقا وقتی جفت دستات تا  آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!

*اگر یک تاریخ برای شما  خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش  هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه  ادامه داره و بعدش برعکس میشه.

*اگر شما از یک صف به صف  دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٢ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

* اگر توی اتوبوس 50تا صندلی درست باشه، همیشه داغون ترینش به تو می رسه...

* معمولا اون لباست زودتر خراب می شه که بیشتر بهت میاد و بیشتر دوسش داری...

* همیشه کارت میافته به کسایی که حتی  دلت نمیخواد ببینی شون...

* هر وقت کار خاصی نداری کسی هم کارت  نداره. ولی همین که برای خودت برنامه ریزی می کنی، بقیه هم برای تو برنامه ریزی می  کنن.

* از دست دادن شنوایی برای همه ناگوار  است اما این اتفاق دقیقا برای آهنگساز مشهوری مثل بتهوون رخ می دهد

* کافیه سیم جاروبرقی رو جمع کنی تا  اشغال ها، یکی یکی خودشون رو بهت نشون بدن!

* نفر جلویی توی صف فتوکپی، می خواد چند  جلد تاریخ تمدن رو با هم کپی بگیره.

* تو کویر هم که بودیم وقت هایی که زنگ  ورزش داشتیم بارون می اومد.

* دکمه روشن کنترل رو 20 بار می زنی،  تلویزیون روشن نمیشه، عصبانی میشی، 2 بار پشت سر هم محکم فشار میدی روشن میشه،  دوباره خاموش میشه...

* اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب  بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه، نه غمی هست نه دردی بدون که دیشب تو خواب  مردی! روحت شاد یادت گرامی

* زمان باقی مونده به امتحان و عذاب  وجدان درس نخوندن نسبت عکس دارن...

* مورفی یعنی اگر زندگی خوبی داشته باشی  و یک لحظه فکر کنی که یه کم رنج مردم رو بکشی همچین بلایی سرت میاد که تا آخر عمر  بگی غلط کردم...
* مورفی یعنی دقیقا کسانی به مهمونیت  نمیان که انتظار داری  یه جوری مجلست رو بچرخونند

* مورفی یعنی درست همون روزی که من رفتم  دانشگاه برای انجام کارهای فارغ التحصیلی کل کادر آموزش اخراج شدن و هیچکس کار نمی  کرد

* هر وقت از پارکینگ میخوای سوار  آسانسور بشی طبقه آخره، هر وقت از طبقه آخر میخوای سوار بشی پارکینگه

* توی صف پمپ بنزین همیشه اون صفی که تو  داخلش هستی کندترین صف ممکنه!

* همیشه اون صفی که توش هستی آروم حرکت  میکنه ولی وقتی جاتو عوض میکنی صف قبلی سریعتر میره
* همیشه وقتی عجله داری یا ترافیک میشه،  یا مسیر رو اشتباه میری یا تصادف می کنی

* وقتی هر روز مثل چی لباس می پوشی 
هوا خوبه تا یه روز لباس کم می پوشی برف میاد


* وقتی یه جای پارک آروم انتهای یه کوچه  خلوت برای ماشینت پیدا می کنی و میگی امروز جریمه نمیشم به طور اتفاقی همون خونه ای  که جلوش پارک کردی رییس پلیس از آب درمیاد

* وقتی برای یکبار هم که شده تو زندگیت  درس خوندی امتحان به علت آلودگی هوا کنسل میشه!

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳٧ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

در شب های خوشبختی تو سهم من تنهایی است در دل من اما فقط آرزوی توست

تولدت مبارک . . .  

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

 

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان

 

فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک

 

 
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد ، آن را به تو تقدیم میکنم

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره / هیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست نداره

 

تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره / اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

امشب دامن تو پر از هدیه های کوچک و بزرگ می شود

 

اما من هیچ ندارم که به تو هدیه دهم

 

جز دلی که به من پس دادی

 

تولدت مبارک . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

امشب شب تولد توست

 

تو یک سال بزرگتر شدی

 

و عشق من یک سال در دلت کوچکتر

 

من اما هیچ وقت شب تولدت با تو نبودم

 

من هیچ وقت در دلت نبودم . . .

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

از روزی که صدایت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت

 

امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق

 

خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . . .

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم

 

که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . .

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

تمام دقایق مانده از عمرم به همراه زیبا ترین بوسه های عاشقانه

 

هدیه ای برای روز تولد تو . . .

 

لمس بودنت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

ای زیبا ترین ترانه ی هستی ، بدان که شب میلادت

 

برایم ارمغان خوبی ها و زیبایی هاست

 

پس ای سر کرده ی خوبی ها میلادت مبارک . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

سوسوی ستارگان آسمان در التهاب آمدن توست

 

آمدی و آسمان و زمین را برایم بهشت کردی

 

تنها ستاره ی آسمان دلم تولدت مبارک . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

سالیان درازی است که در گلخانه دلم گل محبتی را که خودت کاشته‌ای آبیاری می‌کنم

 

تولد مهربان ترین گل دنیا مبارک . . .

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

پلک جهان می پرید

 

دلش گواهی میداد

 

اتفاقی می افتد

 

اتفاقی می افتد

 

و

 

فرشته ای از آسمان فرود آمد

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

سبز ترین خاطرات ازآن کسانیست که ، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت

 

قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت

 

فرشته آسمانی سالروز  زمینی شدنت مبارک . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

و تو آن شبنم عشقی که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود

 

سرشار از عشق و محبت کردی  ، نازنیم ، زیباترینم

 

حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم

 

تولدت مبارک

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی

 

بهانه زندگیم تولدت مبارک . . .

 

 

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥متن تبریک تولد♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

 

 

امشب تولد توست

 

و باز من کنارت نیستم

 

امشب تو شادمانی و باز در دلت نیستم

 

تولدت مبارک . . .
[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳٢ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N


S A L I J O O N

 

 
[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

لبخند چیزی فراتر از نشان دادن خوشایند بودن چیزی است. تحقیقات روانشناسی 10 فایده لبخند زدن را بیان می‌کنند.

آدمها همیشه لبخند می‌زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می‌کنیم زیرا لبخند می‌تواند پیام‌های مختلفی را به دیگران برساند.

در زیر به 10 روشی که می‌توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی‌های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می‌کنیم.
 
1. تشویق دیگران برای اعتماد به شما 

در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می‌فرستد که دیگران می‌توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانیکه لبخند می‌زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند.
اقتصاددانان نیز تصور می‌کنند که لبخند ارزش ویژه‌ای دارد. در یک تحقیق که توسط شارلمان و همکاران (Scharlemann et al.) انجام گرفت، احتمال اینکه شرکت‌کننده‌ها به افرادیکه لبخند می‌زدند اعتماد کنند خیلی بیشتر از بقیه بود. این تحقیق مشخص کرد که لبخند تمایل افراد برای اعتماد کردن را تا 10% افزایش می‌دهد.


2. جلب ملایمت و ارفاق دیگران


وقتی افراد کار بدی انجام می‌دهند و دستگیر می‌شوند معمولاً لبخند می‌زنند. آیا این کار برایشان فایده‌ای دارد؟

براساس تحقیقی که توسط لافرانس (LaFrance) و هِچ (Hecht) در 1995 انجام گرفت، می‌تواند اینطور باشد. ما با کسانیکه قانونشکنی کرده‌اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می‌کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می‌شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم.

به نظر می‌رسد که به این دلیل در این مورد موثر است که تصور می‌کنیم افرادی که بعد از قانون شکنی لبخند می‌زنند، قابل‌اعتمادتر از آنهایی هستند که لبخند نمی‌زنند.


3. رهایی از خطاهای اجتماعی


فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده‌اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت‌زده شده‌اید.

عملکرد خجالت این است که شما را از مکان‌های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند‌های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت‌ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می‌کنیم. این کار برای این انجام می‌شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد.
بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می‌کند از زندان رها شویم.


4. چون درغیراینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد


گاهی‌اوقات به این دلیل لبخند می‌زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی‌کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس‌های قدیمی‌اش پیدا کرده برایمان تعریف می‌کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می‌کنید چون مودبانه است.

در یک تحقیق از افراد مختلف سوال شد بعد از شنیدن اخبار خوب از یک نفر، صورت خود را خشک و جدی نگه دارند. بعد از آن احساس بدی پیدا کردند و تصور می‌کردند که آن فرد نظر بدی نسبت به آنها پیدا خواهد کرد.

به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می‌زنیم چون می‌دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی‌تر از مردان است.


5. خندیدن از ته قلب


لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت‌های ناراحت‌کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می‌گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می‌زنیم برای اینکه کمی روحیه‌مان را بهتر کند کافی است.

هشدار: لبخند زدن به چیزهای ناراحت‌کننده شاید موثر باشد اما به نظر دیگران جالب نمی‌رسد. وقتی آنسفیلد (Ansfield) در تحقیق خود از شرکت‌کننده‌ها خواست تا ویدئوهایی ناراحت‌کننده تماشا کنند، آنهایی که لبخند زدند بعد احساس بهتری داشتند تا آنها که لبخند نزدند. اما آنهایی که به تصاویر ناراحت‌کننده لبخند می‌زدند در نظر دیگران خوشایند نبودند.


6. برای درک و بینش بهتر

وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می‌شود. متوجه نمی‌شویم که کناردستمان چه می‌گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه‌رویمان می‌افتد را می‌بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می‌کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده‌هایی که در گوشه‌های ذهنمان است نمی‌شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده‌های پیرامونی نیاز پیدا می‌کنیم.

لبخند بزنید.

لبخند زدن باعث می‌شود احساس خوبی پیدا کنیم که انعطاف‌پذیری در توجه را بالا برده و توانایی ما برای فکر کردن کلی‌نگر را تقویت می‌کند. وقتی این ایده توسط جانسون و همکاران (Johnson et al.) در سال 2010 بررسی شد، نتایج تحقیق نشان داد که شرکت‌کننده‌هایی که لبخند می‌زدند در کارهایی که نیاز به توجه داشت و فرد باید کل جنگل و نه فقط درختان آن را می‌دید، بهتر عمل می‌کردند.


7. برای جذابیت


لبخند خانم‌ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم‌ها را در یک بار بررسی کرد ]والش و هویت، 1985 (Walsch & Hewitt, 1985) [. وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می‌کرد، در 20% از موارد فرد به او نزدیک می‌شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می‌کرد، در 60% از موارد مرد به او نزدیک می‌شد.

اما وقتی مردها به زنان لبخند می‌زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. بااینکه لبخند زدن جذابیت خانم‌ها را برای آقایان بیشتر می‌کند اما برعکس آن چندان صادق نیست. درواقع، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مردان وقتی باغرور و یا حتی خجالت رفتار کنند، نسبت به زمانیکه شاد به نظر می‌رسند، جذابیت بیشتری دارند ]تریسی و بیل، 2011 (Tracy & Beall, 2011)[. کمتر لبخند زدن باعث می‌شود مردان مردانه‌تر به نظر برسند.


8. پنهان کردن فکر

روانشناسان در گذشته تصور می‌کردند که یک لبخند واقعی هیچوقت دروغ نمی‌گوید. لبخند‌های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می‌کند درحالیکه لبخندهای واقعی به چشم‌ها نیز می‌رسد. اما در تحقیقات اخیر مشخص شده است که 80% از افرادیکه لبخند مصنوعی می‌زنند می‌توانند تاثیر لبخند بر روی چشم‌ها را نیز تقلید کنند.

پس از لبخند می‌توان برای پنهان کردن چیزی که واقعاً به آن فکر می‌کنیم استفاده کنیم اما با این وجود ساختن یک لبخند مصنوعی چندان آسان نیست زیرا زمان‌بندی آن باید درست باشد. رمز ایجاد یک لبخند قابل‌اعتماد این است که شروع کُندی دارد، یعنی نیم‌ثانیه طول می‌کشد تا روی صورت پخش شود. یک تحقیق نشان داده است که در مقایسه با یک لبخند با شروع سریع (یک دهم ثانیه)، لبخندهای با شروع کُندتر قابل‌اطمینان‌تر، واقعی‌تر و جذاب‌تر تلقی می‌شوند.


9. برای پول درآوردن

در موارد قبل بررسی کردیم که اقتصاددانان نیز ارزش لبخند را دریافته‌اند اما آیا لبخند می‌تواند واقعاً برایمان پول‌ساز باشد؟ واضح است که یک لبخند پهن از یک مستخدم می‌تواند: تید و لوکارد (Tidd and Lockard) در سال 1976 در تحقیق خود دریافتند که مستخدم‌هایی که لبخند می‌زنند انعام بیشتری دریافت می‌کنند.
بطور‌کلی‌تر افرادیکه در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان‌نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می‌گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می‌شود و آنچه نشان داده می‌شود می‌تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.


10. لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند


یکی از ساده‌ترین لذت‌های زندگی که معمولاً به‌خاطر خودکار بودن آن دیده نمی‌شود زمانی است که به کسی لبخند می‌زنید و او در جواب به شما لبخند می‌زند.
اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی‌زنند. هینز و توم‌هاو (Hinsz and Tomhave) در سال 1991 در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می‌دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود 50% از افراد اینگونه رفتار می‌کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی‌دهد.


لبخند برای طول‌عمر

اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادیکه زیاد لبخند می‌زنند معمولاً بیشتر عمر می‌کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال 1952 انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا 7 سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده‌اند.

شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.

[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

والپیپر های شگفت انگیز و زیبا از طبیعت


S A L I J O O N

 

دانلود یه عالمه  والپیپر ها در یک فایل زیب

[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

رفته بودم فروشگاه ..

یکی از این فروشگاه بزرگا , اسم نمیبرم تبلیغ نشه براش !
یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید، پسره هی زِر زٍر می کرد. پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزیزم!
جلوی قفسه ی خوراکی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد ..
پیر مرده گفت: آروم فرهاد جان، دیگه چیزی نمونده خرید تموم بشه.
... دَم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چنتا از جنسا افتاد رو زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، دیگه داریم میریم بیرون!
من کف بُر شده بودم.
بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی کارت درسته این همه اذیتت کرد فقط بهش گفتی فرهاد آروم باش!
پیرمرده با این قیافه :| منو نگاه کرد و گفت:
عزیزم، فرهاد اسم مَنه! اون تُخم سگ اسمش سیامکه !!
[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

در من کسی پیدا شده که وجودم را میخورد..چیزی از من باقی نخواهد ماند..

رستاخیز یک لخظه و دیگر هیچ...

بوی عطری تلخ اطراف را فرا خواهد گرفت..بی تفاوت ادامه خواهد داد..

فراموش خواهم شد..

موشکافانه بوی گربه های موزی را میفهمد...گاهی میشود نبود..آنقدر نبود که بود خودش به یاد نبود بیفتد..من رسم فعل را میدانم...من نمیتوانم را نمیفهمم.!!!

تندیس زیباییش را به رخ تمام نداشته ها میکشد..بغض نمیبیند..لمس نمیخواهد..

من به راههای تاریک اعتقاد دارم..من همیشه در تاریکی خواهم ماند..

من فراموش خواهم شد..                                                       

[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

خواهر کوچکم از من پرسید؛ پنج وارونه چه معنا دارد؟ من به او خندیدم! کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم! باز هم خندیدم... گفت: رامین پسر همسایه پنج وارونه به سارا میداد؛ بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم؛ هر زمان بارش بی وقفه ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد، بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد.                                                       

[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

هر فردی در مقطعی از زمان احساس می‌کند که برنامه‌ زندگی او دچار یکنواختی شده است. برای از بین بردن این یکنواختی نیازی به ایجاد تغییرات شگرف در زندگیتان ندارید. معمولاً ایجاد چند تغییر جزئی و کوچک در برنامه روزانه‌تان، روحیه‌تان را از این رو به آن رو می‌کند.  اینجا به 10 راهکار ساده برای ایجاد نیرویی تازه در خود و تقویت شوقتان به زندگی اشاره می‌کنیم.

1. یک بطری آب همراه خود داشته باشید.

خیلی از ما در طول روز به اندازه کافی آب نمی‌نوشیم. حفظ آب بدن اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا به بهبود عملکردهای بدن کمک کرده، پوستتان شفاف‌تر و صاف‌تر شده و ذهنتان بهتر کار می‌کند. برای بالا بردن مصرف آب روزانه خود، همیشه یک بطری آب همراه خود داشته باشید. بطری را انتخاب کنید که حداقل 750 میلی‌لیتر مایع در خود نگه دارد تا فقط یک بار در روز مجبور به پُر کردن دوباره آن باشید.

2. زودتر از خواب بیدار شوید.

به جای اینکه روزتان را با عجله شروع کنید، ساعتتان را کمی زودتر تنظیم کنید و از آن زمان اضافی برای انجام یک کار مفید و به دنبال آن یک کار لذت‌بخش استفاده کنید. بعنوان مثال، با کاری مثل مرتب کردن اتاقتان به مدت 15 دقیقه شروع کنید. اگر نتوانستید آن را تمام کنید نگران نباشید، قرار نیست اتاقتان را از بالا تا پایین خانه‌تکانی کنید. بعد به خودتان پاداش داده و بقیه زمان را به خواندن روزنامه و نوشیدن چای یا انجام هر کار دیگری که به شما لذت می‌دهد دنبال کنید. اما به خاطر داشته باشید، شب‌ها یک ساعت زودتر به رختخواب بروید تا خوابتان کافی باشد.

3. لباس‌هایتان را از شب قبل آماده کنید.

اینکار برای بهبود زندگیتان، دو فایده دارد: اول اینکه از استرس صبح‌‌هایتان کم می‌کند چون مجبور نیستید گیج جلوی کمدتان بایستید و نتوانید تصمیم بگیرید که چه بپوشید یا وقتتان را صرف اتو زدن پیراهن موردعلاقه‌تان کنید. دوم اینکه انتخاب لباس در شب قبل باعث می‌شود وقت بیشتری داشته باشید که فکر کنید چه بپوشید و درنتیجه ظاهر مرتب‌تر و شیک‌تری خواهید داشت.

4. یک عطر جدید انتخاب کنید.

با استفاده از یک عطر جدید مطمئناً احساس تازگی، اعتماد‌به‌نفس و جذابیت بیشتری خواهید کرد. و ازآنجا که دیگران از عطر شما برای سنجش سطح جذابیتتان استفاده می‌کنند، انتخاب عطرتان بنابر شیمی بدنتان می‌تواند به افزایش قابل‌ملاحظه جذابیت شما و توجه دیگران بینجامد. فقط به خاطر داشته باشید عطر شما نباید بیش از اندازه تند باشد، عطری با رایحه‌ای ملایم انتخاب کنید که اجازه دهد بوی طبیعی بدنتان نیز مشخص باشد.

5. در زمان ناهار همه دستگاه‌های پیام‌رسان را خاموش کنید.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد که بمباران شدن مداوم با ایمیل‌ها و پیام‌های مختلف می‌تواند فشار زیادی به مغزتان وارد کند و باعث خستگی زودهنگام شما شده و جلوی یادگیری مهارت‌های تازه و به خاطر سپردن اطلاعات جدید را می‌گیرد. برای راه‌اندازی دوباره مغزتان، در زمان ناهار به طور کل همه چیز را خاموش کنید، حتی تلفن همراهتان. اگر می‌توانید برای صرف ناهار به محلی سرسبز در فضای باز بروید تا با انرژی بیشتری دوباره سر کار خود برگردید.

6. برای تعطیلات آخر هفته از اواسط هفته برنامه‌ریزی کنید.

برای اینکه هفته را با امید به پایان برسانید و برنامه زندگیتان هم کمی تکان بخورد، سعی کنید از سه‌شنبه برای تعطیلات پنجشنبه و جمعه برنامه‌ریزی کنید. با این روش وقتی آخر هفته می‌رسد، به جای اینکه بی‌کار و بی برنامه در خانه بنشینید، کاری لذت‌بخش برای انجام دادن دارید.

7. همه وسایل الکترونیکی را یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید.

همانطور که همه ما می‌دانیم، تلویزیون و اینترنت وسایلی بسیار تحریک‌کننده هستند. وقتی درست قبل از خواب با این وسایل خودتان را سرگرم کنید، ممکن است در تولید انتقال‌دهنده‌های عصبی که به بدنتان پیام می‌فرستند که زمان خواب رسیده است، اخلال ایجاد کنید. داشتن خواب خوب و باکیفیت برای داشتن ذهنی روشن، انرژی بالا و زندگی‌جنسی خوب ضروری است. برای ایجاد تغییر در برنامه قبل از خواب خود، سعی کنید همه وسایل الکترونیکی را یک ساعت قبل از زمان خواب خود، خاموش کرده و یک کتاب برداشته و مطالعه کنید.

8. به میزان کمتر و در دفعات بیشتر غذا بخورید.

ایجاد تغییر در برنامه غذایی تاثیر شگرفی بر جسم و فکر شما دارد. در ابتدا احساس سیری بیشتری خواهید داشت اما کالری مصرفیتان تغییری نکرده است یا حتی کمتر از قبل خواهد بود. یکی دیگر از فواید آن بالا نگه داشت متابولیسم بدنتان در تمام طول روز خواهد بود و این یعنی کالری بیشتری خواهید سوزاند. همچنین احساس سرزندگی و نشاط بیشتری داشته و سطح انسولین خونتان ثابت‌تر بوده و درنتیجه کمتر به تنقلات مضر روی خواهید آورد. سعی کنید هر 2 تا 3 ساعت یکبار یک وعده غذای سبک میل کنید

9. خارج از اتاق‌خوابتان، رابطه‌جنسی داشته باشید.

از این راهکار برای شادابی بخشیدن به زندگی جنسی در کنار همسرتان هم استفاده کنید. برقراری رابطه‌جنسی در محلی جز اتاق‌خواب، تجربه‌ای جدید و لذت‌بخش برایتان فراهم خواهد آورد.

10. صبح‌ها ورزش کنید.

اگر در حال حاضر ورزش نمی‌کنید، این می‌توانید یکی از بهترین راهکارها برای ایجاد تغییر در زندگیتان باشد. می‌توانید از راهکار شماره 1 استفاده کرده و یک ساعتی که زودتر از خواب بیدار می‌شوید را به ورزش کردن اختصاص دهید. ورزش صبحگاهی سیستم بدنتان را به خوبی راه‌اندازی کرده، سطح اندورفین را در بدنتان بالا برده و درنتیجه تا پایان روز احساسی عالی خواهید داشت. همچنین ورزش در این ساعت چربی‌سوزی بسیار بهتری داشته و باعث می‌شود اندامی مناسب‌تر به دست آورید. و از اینها گذشته، تولید موادشیمیایی عالی در بدنتان، کنار آمدن با استرس‌های روزمره را برایتان راحت‌تر می‌کند.A

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم

فقط دارم آروم آروم زمین و ترک میکنم,

واسه وقت کُشی....

 

 
 
 
 
عاشق هم شدی.......
مثل زلیخا سمج باش.......
آنقدر رسوا بازی در بیار........
تا خدا خودش پا در میانی کند...
 


 

 
دهانتان را به اندازه اى باز کنید که حرف در دهانتان نگذارند...
 

 

 
 
پرنده به دانه هاى روى دام خیره بود،چگونه بمیرد؟
گرسنه و آزاد؟
یا سیر و اسیر؟
 

 

 
 
تاریکى تهدید نیست؛
تاریکى تنها میتواند فرصتى باشد براى ابراز علاقه به نور!
 
 


 

 
از رها کردن نترس
هیچکس نمیتواند چیزى که مال توست را از تو بگیرد
و تمام دنیا نمیتوانند چیزى که مال تو نیست را برایت حفظ کنند!
 


 
 
 
 
هرموقع همزمان عاشق دو نفر شدى
دومى رو انتخاب کن
چون اگر واقعا عاشق اولى بودى عشق دومى رو به دلت راه نمیدادى!!
 


 
 
 
 
ما نسلی هستیم که مهمترین حرف های زندگمان را نگفتیم...
تایپ کردیم!
 
 


 
 
 
 
مهر مردود به کارنامه ام بزن
این شاگرد شیطنت طلب،عاشق شهریورهای امتحان توست...!
 
 
 


 

 
از وقتی شوخی اختراع شد...
دیگه هیچ حرفی تو دل کسی نموند!
 
 
 


 


 
نیش هیچ عقربی کشنده تر از عقربه های ساعت نیست...




 
 
 
آدمها آنقدر زود عوض میشوند...
آنقدر زود که تو فرصت نمیکنى به ساعتت نگاهى بیندازى
و ببینى چنددقیقه بین دوستى ها تا دشمنى ها فاصله افتاده است...!
 
 


 
 
 
زندگی می تواند فوق العاده باشد....

اگر دیگران ما را به حال خودمان بگذارند... !!!
 



 
 
 
عطرها و آهنگ ها بی رحم ترین عناصر زمینند!

بی انکه بخواهی. . .

می برندت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی..
 
 


 
 
 
 
من آخرین نفرم...

تا پایان این جنگ،

یک سرباز باقی مانده

ماشه را بکشی

همه جا صلح می شود
 
 


 
 
 
 
یک قانونی هست که میگه:
تا قبل از اینکه پرواز کنی هر چقدر خواستی
بترس، فکر کن، شک کن، دو دل شو، پشیمون شو
اما وقتی که پریدی
اگه وسط راه پشیمون شدی، بازی رو باختی!!!
 
 


 
 
 
نخواستنت را بلد نیستم
نبودنت
را
یادم نده...
 
[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

بعضی از راویان احادیث، از ائمه سوال کردند: ما دوست داریم که شما را به خواب ببینیم.

امام علیه السلامفرمودند: آب نیاشام!

آن شخص آب نمی خورد و در خواب، خواب آب می دید. خدمت امام این قضیه را نقل کرد که هر وقت می خوابم، خواب آب می بینم.

امام فرمودند: اگر می خواهی ما را در خواب ببینی، بایدشایق ما باشی، مثل شوقت به سوی آب در وقت عطش.

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

روزی پسری نزد استاد هنرهای رزمی آمد و به او گفت که یکی از افسران امپراتوری مزاحم او و خانواده اش شده است و هر روز به نحوی آن ها را اذیت می کند...

پسر جوان گفت که افسر گارد امپراتور مبارزی بسیار جنگاور است و در سراسر سرزمین  امپراتوری کسی سریع تر و پر شتاب تر از او حرکات رزمی را اجرا نمی کند به همین خاطر  هیچ کس جرات مبارزه با او را ندارد !

لقب این افسر "برق آسا" است و آنچنان حرکات رزمی را به سرعت اجرا می کند که حتی قوی  ترین رزم آوران هم در مقابل سرعت ضربات او کم می آورند ، من چگونه می توانم از خودم  و حریم خانواده ام در مقابل او دفاع کنم؟!

استاد تبسمی کرد و گفت: او را به مبارزه دعوت کن و در نبردی مردانه او را سرجایش  بنشان!

پسر جوان لبخند تلخی زد و گفت: چه می گوئید؟! او "برق آسا" است و سریع تر از برق  ضربات خود را وارد می سازد. من چگونه می توانم به سرعت به او ضربه بزنم؟!

استاد با همان لحن آرام و مطمئن خود گفت: او را به مبارزه دعوت کن و در نبردی  مردانه سر جایش بنشان! برای تمرین ضربه زنی برق آسا هم فردا نزد من بیا تا به تو  راه سریع تر جنگیدن را بیاموزم!!!

فردای آن روز پسر جوان لباس تمرین رزم به تن کرد و مقابل استاد ایستاد.

استاد از جا برخاست به آهستگی دستانش را بالا برد و با چرخش همزمان بدن و دست و سر  و کمر و پاهایش ژست مردی را گرفت که قصد دارد به پسر جوان ضربه بزند. اما نکته  اینجا بود که حرکت ضربه زنی را با سرعتی فوق العاده کم و تقریبا صفر انجام داد و یک  ضربه استاد به صورت پسر نزدیک یک ساعت طول کشید !!!

پسر جوان ابتدا مات و مبهوت به این بازی آهسته استاد خیره شد و سپس با بی تفاوتی در  گوشه ای نشست...

یک ساعت بعد وقتی نمایش ضربه زنی استاد به اتمام رسید، او از پسر خواست تا با سرعتی  بسیار کمتر از او همان ضربه را اجرا کند !!!

پسر با اعتراض فریاد زد که حریف او سریع ترین مبارز سرزمین امپراتور است ، آن وقت  استاد با این حرکات آهسته و لاک پشت وار می خواهد روش مبارزه با برق آسا را آموزش  دهد؟!!

اما استاد با اطمینان به پسر گفت که این تنها راه مبارزه است و او چاره ای جز اطاعت  را ندارد...

پسر به ناچار حرکات رزمی را با سرعتی فوق العاده کم اجرا نمود و یک حرکت چرخیدن که  در حالت عادی در کسری از ثانیه قابل انجام بود به دستور استاد در دو ساعت انجام شد !!!

روزهای بعد نیز استاد حرکات جدید را با همین شکل یعنی اجرای حرکات چند ثانیه ای در  چند ساعت آموزش داد و سرانجام روز مبارزه فرا رسید...

پسر جوان مقابل افسر امپراتور ایستاد و از او خواست تا دست از سر خانواده اش بردارد  و افسر امپراتور خشمگین و مغرور بدون هیچ توضیحی دست به شمشیر برد و به سوی پسر  جوان حمله کرد !

اما در مقابل چشمان حیرت زده سربازان و ساکنین دهکده پسر جوان با سرعتی باور نکردنی  سر و صورت افسر را زیر ضربات خود گرفت و در یک چشم به هم زدن جناب "برق آسا" را بر  زمین کوبید !

همه حیرت کردند و افسر امپراتور ترسان و شرم زده از دهکده گریخت...

پسر جوان نزد استاد آمد و از او راز سرعت بالای خود را پرسید ؟!

او به استاد گفت : ای استاد بزرگ! من که تمام حرکات را آهسته اجرا کردم چگونه بود  که هنگام رزم واقعی این قدر سریع عمل کردم؟!

استاد خندید و گفت: تک تک اجزای وجود تو در تمرینات آهسته تمام جزئیات فرم های  مبارزه را ثبت کردند و با فرصت کافی ریزه کاری های تک تک حرکات را برای خود تحلیل  کردند و به این ترتیب هنگام رزم واقعی بدن تو فارغ از همه چیز دقیقا می دانست چه  حرکتی را به چه شکل درستی باید انجام دهد و به طور خودکار آن حرکت را با حداکثر  سرعت اجرا کرد !

در واقع سرعت اجرای حرکات تو به خاطر تمرین آهسته آن بود ، هرچه تمرین آهسته تر  باشد سرعت اجرا در شرایط واقعی بیشتر است.

در زندگی هم اگر می خواهی بهترین باشی باید عجله و شتاب را کنار بگذاری و تمام  حرکات را ابتدا به صورت آهسته مسلط شوی و فقط با صبر و حوصله و سرعت پایین است که  می توان به سریع ترین و پیچیده ترین امور زندگی مسلط شد. راز موفقیت آنها که سریع ترین هستند همین است : تمرین در سرعت پایین! به همین  سادگی!!!

 
 

حرف دل  :به جای اینکه روشهای قدیمی و غلط را ارزیابی کنید، دنبال روشهای جدید بگردید. توماس ادیسون

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

 خب این پست من هم خاص سینما دوستا  و اونایی که زیاد فیلم نیگاه می کنند  .   

             

( عطش مبارزه )
کارگردان :
Gary Ross
نویسنده :Gary Ross،Suzanne Collins
بازیگران :Jennifer Lawrence, Katniss Everdeen , Stanley Tucc, Caesar Flickerman ,
Elizabeth Banks...Effie Trinket
ژانر :اکشن

توضیحی کوتاه درباره فیلم :

همیشه عاشق فیلم هایی میشم که توی هر سکانسش هیجان موج میزنه هیجانی که توی هر دقیقه از فیلم همراهته و این اجازرو بهت نمیده که دقایق بعدی فیلمرو حدس بزنی .نویسنده این داستان خانم سوزان کالینز هست که گفته می شود کل مجموعه داستانهای سه گانه اش را با الگوگیری از فیلمها و اساطیر های یونانی بخصوص تسئوس ، به نگارش در آورده است. داستان این فیلم در آینده ای نامعلوم و در منطقه ای تحت عنوان « پنم » ( که به نوعی می توان گفت آمریکای شمالی هست ) رخ می دهد حالا فصل مسابقات فرا رسیده و ایالتها می بایستی گزینه های خود را برای قتل عام کردن یا شدن ، به مسابقات بفرستند. در مراسمی که به منظور معارفه مبارز جدید برگزار می شود، دختربچه ای به نام پریمورز اوردین (ویلو شیلدز) به عنوان نماینده دخترها انتخاب می شود اما خواهر بزرگترش به نام کتنیس (جنیفر لارنس) مانع از اعزام او به مسابقات می شود و اعلام می کند که شخصاً بجای خواهرش در مسابقات حاضر خواهد شد! از اینرو، کتنیس بجای پریمورز به محل برگزاری مسابقات در پایتخت اعزام می شود و تحت تعالیم رزمی قرار می گیرد .... 

 

 


   
انتهای خیابان هشتم
 
کارگردان :علیرضا امینی
نویسنده :علیرضا امینی، محمد باغبانی
بازیگران :حامد بهداد، ترانه علیدوستی، صابر ابر
ژانر :اجتماعی
توضیحی کوتاه درباره فیلم:
باز هم قصه ای نه از آن بالاها ، نه از ماشین های لوکس و زندگی آنچنانی ، قصه ای سراسر درد ، اضطراب ، پریشانی مبارزه برای سه روز باقی مانده ، مبارزه برای زندگی ، شرافت ، رفاقت . با اینکه موضوع فیلم کاملا مشخصه ولی سکانس های مهیج و پر اضطرابی داره که پیشنهاد می کنم حتما تماشا کنید .

 

دیالوگ های ماندگار و تاثیرگذار فیلم های تاریخ سینما
 

چطور میتونی به مردی اعتماد کنی که هم کمربند میزنه و هم بند شلوار  میپوشه ؟
این مرد حتی به شلوار خودش هم اطمینان نداره

روزی روزگاری در غرب (Once Upon a Time in the West
1968)

 


 تام: چه اتفاقی میوفته وقتی یه نفر عاشق میشه؟
سامر: تو به عشق اعتقاد داری؟
تام: داریم در مورد عشق حرف میزنیم. نه بابا نوئل

500 روز تابستون (500Days of Summer 2009)

 



کوپالسکی : رفقا! رفقا! این قدر زود تسلیم نشین. ناسلامتی ما باید آبروی روسیه رو حفظ کنیم.
بولیانف : خیلی خوب. پس ده دقیقه دیگه هم آبروی روسیه رو حفظ می‌کنیم.

نینوچکا (Ninotchka1939)

 



فارست: مامانم همیشه می گفت زندگی مثل یه جعبه ی شکلاته. هیچوقت
نمی دونی کدومش قراره گیرت بیاد

فارست گامپ (Forrest Gump 1994)

 



اگه درست حرف زدنو یاد بگیری خدا بیشتر از تو خوشحال می شه

بانوی زیبای من ( My fair lady 1964)

 



نمردیم و گلوله هم خوردیم ...
همیشه دوس داشتم یه جور خوب کلک ام کنده بشه ...
با گلوله مردن از شب زیر پل توی جوب مردن که بهتره

گوزن ها 1353

 



تو این دنیا از یه نفر که معذرت میخوای, بقیه وایمیستن تو صف

سگ کشی 1380

 



یه دوست خیالی که واقعاً دوستت باشه خیلی بهتر از یه دوست واقعی که خیال میکنی  دوستته

چه کسی امیر را کشت 1384

 



سیاوش: ببین اگه همه دنیا هم تو رو بخوان من حالشونو مفهمم. من میفهمم... اما آخرش باید انتخاب کنی... نمی دونم انتخاب آخرت کیه، کجاست، انتخابتم دوست دارم
ترمه: حتی اگه تو نباشی؟
سیاوش: حتی اگه من نباشم.

پرتغال خونی 1389

 



ولم کن بااین مفهوم انتزاعی رفاقت،توزندگی هیچکس واسه  من رفاقت نکرد

بی پولی 1386

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

خوش شانسـی؟
بد شانسـی ؟
کسی چــه میداند؟


پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد .

همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد شانسی ای آوردی .
پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟"
چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه ی پیرمرد بازگشت . اینبار همسایگان با خوشحالی به او گفتند : " عجب خوش شانسی آوردی !"
اما پیرمرد جواب داد : " خوش شانسی ؟ بد شانسی ؟ کسی چه میداند ؟ "
بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی میکرد یکی از آن اسبهای وحشی را رام کند از روی اسب به زمین خورد و پایش شکست . باز همسایگان گفتند : " عجب بد شانسی آوردی ؟ "
و اینبار هم پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟ "
در همان هنگام ، ماموران حکومتی به روستا آمدند . آنها برای ارتش به سربازهای جوان احتیاج داشتند . از این رو هرچه جوان در روستا بود را برای سربازی با خود بردند ، اما وقتی دیدند که پسر پیرمرد پایش شکسته است و نمیتواند راه برود ، از بردن او منصرف شدند .
"خوش شانسی ؟
بد شانسی ؟
کسی چـــه میداند ؟"
هر حادثه ای که در زندگی ما روی میدهد ، دو روی دارد . یک روی خوب و یک روی بد . هیچ اتفاقی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست . بهتر است همیشه این دو را در کنار هم ببینیم .زندگی سرشار از حوادث است .


گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

راز موفقیت ...  

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟
سقراط به او گفت: "فردا به کنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم. صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.

سقراط از او خواست که دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.

جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.

‌همین که به روی آب آمد، اولین کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." ‌

سقراط گفت: "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد.

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

آیا در فکر تغییر زندگی تان هستید ؟

برای موفقیت اشتیاق دارید ؟

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]
ازدواج را نمی توان محدود به سن خاصی کرد اما برای این تصمیم بزرگ یک دوره طلایی وجود دارد که زودتر یا دیرتر از آن اقدام کردن، شانس موفقیت را پایین می آورد.
سن مناسب ازدواج برای زن و مرد وقتی تعریف می شود که مرد و زن از نظر عقلى و ذهنى به چنان رشدى رسیده باشند که بتوانند به‌راحتى از والدین خود جدا شوند. در واقع به خودکفایى دوران بزرگسالى رسیده باشند و بتوانند جایگاه اجتماعی و شغلی مناسبی پیدا کرده باشند. منظور از جایگاه شغلی و اجتماعی، ثروت و شغل پر درآمد نیست بلکه بدانند چه کسی هستند، چه کاره هستند و قرار است در زندگی چه کاره باشند. کسی که هنوز نمی داند به چه شغلی علاقه دارد یا نمی تواند بگوید حرفه اش چیست و چه کاره است، به بلوغ شغلی و اجتماعی نرسیده است.
شرط بعدی، صمیمیت عاطفى و تعهد به شریک زندگی است که باید با رشد عاطفی و بلوغ در این زمینه به دست بیاید.
زن و مرد باید توانایى تعهد را در مواجهه با فشارهاى قدرتمند بدنى، روانى و محیطى دارا باشند؛ با افراد، در سنین مختلف روابط دوستانه برقرار کنند؛ قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان‌شناختى و زیستى دارا باشند. سن ازدواج به عوامل مختلفى ارتباط دارد که عبارتند از: بلوغ جسمى و فکرى، توانایى کسب درآمد، پیشرفت تحصیلى و... .
اعتقاد عمومى بر این است که بهترین زمان براى ازدواج بعد از بیست سالگى است زیرا در این سن زندگى افراد از ثبات بیشترى برخوردار خواهد بود و آمادگى پذیرش مسئولیت‌هاى بیشترى را دارند، درصد طلاق در این افراد به کمترین حد خود مى‌رسد.
همسر خوب کسى نیست که تمام شرایط ایده آل را داشته باشد، ولى دارا بودن اکثر شرایط چیزی است که باید به دنبالش باشید. در مقابل خودتان هم به عنوان یک همسر خوب باید بیشتر این شرایط را دارا باشید. هرکس در بررسى و انتخاب همسر، موارد خاصى را که به نظرش مهم‌تر است برمى‌گزیند. این شرایط براى همه یکسان نیست و بر اساس خواسته‌هاى فردى تنظیم و بر آن‌ها تأکید مى‌شود
ازدواج که رابطه‌اى پایدار و متعهدانه ایجاد مى‌کند، یکى از هیجان‌انگیزترین و مقدس‌ترین پدیده‌هاى موجود در زندگى فرد است. پس چنین تعهد طولانى مستلزم آماده‌سازى خویش و رسیدن به سنى خاص براى تعامل روحى، روانى و جسمى است. فرد باید قبل از ازدواج تعهدى صادقانه احساس کند و براى شناخت خود و طرف مقابل صمیمانه بکوشد.
دوره آمادگى براى ازدواج دوره‌اى است که در آن زوجین باید به‌منظور درک اهداف و نگرش‌ها و نیز بررسى مسائل خانوادگى، اقتصادى و امیال و آرزوهاى طرفین همدیگر را صادقانه و دقیق بررسى کنند. همچنین بحث و مذاکره در این دوره درباره جنبه‌هاى زندگى مشترک امرى ضرورى است. بنابراین، افراد باید از بلوغ فکرى و سن مناسب برخوردار باشند و به مسائل مربوط به آن با جدیت نگاه کنند.
همسر خوب چه کسی است؟
همسر خوب کسى نیست که تمام شرایط ایده آل را داشته باشد، ولى دارا بودن اکثر شرایط چیزی است که باید به دنبالش باشید. در مقابل خودتان هم به عنوان یک همسر خوب باید بیشتر این شرایط را دارا باشید. هرکس در بررسى و انتخاب همسر، موارد خاصى را که به نظرش مهم‌تر است برمى‌گزیند. این شرایط براى همه یکسان نیست و بر اساس خواسته‌هاى فردى تنظیم و بر آن‌ها تأکید مى‌شود. مثلاً دخترى بیشتر به صداقت فرد مقابل توجه مى‌کند و دختر دیگرى به خانواده او یا فردى به ظاهر توجه ویژه مى‌کند و دیگرى به دست و دل‌بازى.
اما در مجموع باید خط پایه ای برای این شرایط در نظر بگیرید، مثل بلوغ در زمینه های عاطفی، اجتماعی، مالی و رفتاری. و پایبندی به اصول و چهارچوب های رفتاری پسندیده مثل اخلاقیات، حسن برخورد و در نهایت مواردی که مورد علاقه شماست و دوست دارید در همسر آینده خود ببینید. مثل گرایش های خاص، علایق خاص، شغل و طبقه اجتماعی و مواردی از این دست.
[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:٥٢ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید. به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم! ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند. عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم. کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد! مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند. روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید! کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید. گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند. از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم !

[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

دانلود Ashampoo Slideshow Studio HD 2.0.5 نرم افزار حرفه ای ساخت اسلاید شو

 دانلود Ashampoo Slideshow Studio HD 2.0.5 نرم افزار حرفه ای ساخت اسلاید شو

اسلاید شو افکت یا حالتی است که متن با عکس نمایش داده می شود و باعث می شود که عکس یا متن جذابتر و زیباترجلوه کند و کاربران را مجذوب خود کند.در پست امروز ، نرم افزاری قدرتمند برای ساخت اسلاید شو و ویدئو از تصاویر را برای دانلود شما وبگردان محترم که همیشه به بنده لطف داشته اید قرار داده ام .نرم افزار Ashampoo Slideshow Studio HD ابزاری قدرتمند برای ساخت اسلاید شو های حرفه ای می باشد.با استفاده از این نرم افزار می توانید تصاویر خود را از دستگاه ها و دوربین های دیجیتال وارد برنامه کرده و آن ها را با چندین افکت مختلف و زیبای صوتی و تصویری ترکیب کرده و با اضافه کردن متون متحرک و زیبا جلوه ای زیبا به تصاویر خود بدهید و خاطرات خود را برای همیشه زنده نگه دارید.این نرم افزار قابلیت ذخیره ی اسلاید شو ها را در فرمت HD و در کیفیت های ۷۲۰p ، ۱۰۸۰p داراست.همچنین با استفاده از قابلیت جدید نرم افزار، می توانید اسلاید شو های خود را برای انتشار در سایت یوتیوب ذخیره کنید.

برای دانلود فایل و توضیحات بیشتر اینجا کلیک کنیدDownload

[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

همان طور که اطلاع دارید ، شرکت مخابرات ایران ، خدمات رایگان متنوعی را برای کاربران تلفن های ثابت در نظر گرفته است. اما بسیاری از مردم از این خدمات و نحوه فعال سازی آنها بی خبرند.

ما قصد داریم تمامی این خدمات را معرفی کرده و کدهای فعال سازی هر یک را معرفی کنیم.

این خدمات عبارتند از : انتقال مکالمه ، انتظار مکالمه ، شماره‌گیری سریع ، مکالمه از خط اشغال به خطوط دیگر ، سرویس بیدار باش ، سرویس نمایشگر شماره CallerID و دایورت بعد از ۵ زنگ.

 

 

۱- انتقال مکالمه یا دایورت کردن ( Call diverting ) :

 

با این سرویس می‌توانید هنگامی که با تلفن شما تماس گرفته می‌شود مکالمه را به یک خط دیگر ثابت یا همراه منتقل کنید و عمل دایورت کردن را انجام دهید. این سرویس با هر دستگاه تلفن دکمه‌ای مجهز به سیستم تن انجام شدنی است.

 

برای این کار شما باید کد زیر را در دستگاه تلفن وارد کنید:

 

# شماره مورد نظر*۲۱*

 

بعد از زدن این کد صدایی که میشنوید فرق خواهد کرد ، این یعنی اینکه خط شما دایورت شده است.

 

برای غیر فعال کردن این سرویس باید باز گوشی رو بردارید (در این حالت باز همان صدای مخصوص شنیده میشود) و بعد عدد #۲۱# را وارد کنید.

 

در صورتی که مجدد صدای بوق مخصوص را شنیدید ، گوشی را قطع کرده و مجدد روشن کنید. در این حالت خط شما کاملا از حالت دایورت خارج شده است.

 

۲- سرویس انتظار مکالمه یا پشت خطی ( Call waiting ) :

 

هنگام مکالمه شخص دیگری به شما تلفن می‌زند صدای بوق ضعیفی به گوشتان می‌رسد و شما را آگاه می‌کند شما می‌توانید با کمک این سرویس مکالمه اول خود را موقتاً قطع و با شخص ثالث صحیح کنید پس از خاتمه ی مکالمه یا در حین مکالمه می‌توانید مجدداً با شخص اول به صحبت خود ادامه دهید.

 

برای استفاده از این سرویس شما باید بهنگام شنیدن صدای بوق ضعیف با فشار دادن دکمه “Flash” در تلفنهای دیجیتال و با “قطع و وصل کردن” در تلفنهای آنالوگ با نفر سوم تماس برقرار کنید..

 

برای بازگشت به گفتگوی اول میتوانید همین کار را تکرار کنید.

 

۳- شماره‌گیری سریع ( Speed dealing ):

 

برای اجتناب از وقوع اشتباه در شماره‌گیری و صرفه جویی در وقت با دادن شماره های دو رقمی به حافظه مخابرات میتونید از این سیستم بهره ببرید. این سرویس با هر دستگاه تلفن دکمه‌ای مجهز به سیستم تن انجام شدنی است.

 

برای استفاده از این امکان باید دستور زیر رو بکار ببرید :

 

برای ایجاد کد دو رقمی :

 

# شماره مورد نظر* کد دو رقمی *۵۱*
بعد از وارد کردن این دستور حالا شما میتونید بعد از برداشتن گوشی با زدن کد دو رقمی** شماره ای رو که قبلا به آن داده اید را شماره گیری کنید.

 

برای حذف یک شماره از یک کد دو رقمی و تغییر آن میتوانید از دستور زیر استفاده کنید :

 

# کد دو رقمی *۵۱*

 

برای غیر فعال کردن همه این کدهای دو رقمی باید از کد #۵۵# استفاده کنید.

 

۴- انتقال مکالمه از خط اشغال به خطوط دیگر ( Call forwarding) :

 

برای این که تماس گیرندگان با بوق اشغال مواجه نشوند ، می‌توانید یک یا چند شماره تلفن خود را به مرکز تلفن مربوط اعلام کنید که در صورت اشغال بودن هر یک از شماره‌ها ارتباط به طور خودکار به شماره‌های بعدی منتقل شود.

 

این سرویس با هر دستگاه تلفن دکمه‌ای مجهز به سیستم تن انجام شدنی است.
برای استفاده از این حالت باید بعد از برداشتن گوشی کد #۴۳* رو بزنید … برای غیر فعال کردن این حالت باید کد #۴۳# را وارد کنید.

 

۵- سرویس بیدار باش :

 

با اشتراک این سرویس زنگ تلفن در ساعت مشخص شده به صدا در می‌آید .

 

این سرویس با هر دستگاه تلفن دکمه‌ای مجهز به سیستم تن انجام شدنی ست .

 

برای استفاده از این حالت باید از روش زیر استفاده کنید:

 

ابتدا *۵۵* رو بزنید بعد بترتیب ساعت و دقیقه را وارد کنید و در آخر # را بزنید.

 

مثلا میخواهیم در ساعت ۱۴:۳۸ تلفن زنگ بزند ، این کد را میزنیم :

 

۱۴۳۸#*۵۵*

 

برای غیر فعال کردن این سرویس باید کد #۵۵# را وارد کنید.

 

۶- سرویس نمایشگر شماره CallerID :

 

در این سرویس شما کافی است یک دستگاه شماره انداز یا یک تلفن مجهز به نمایشگر شماره تلفن را ابتیاع کنید و با استفاده از آن میتوانید شماره را دریافت کنید. این سرویس نیازی به کد فعال سازی ندارد.

 

۷- دایورت بعد از ۵ زنگ :

 

با استفاده از این سرویس شما میتوانید کاری کنید تا بعد از ۴ بار زنگ خوردن گوشی و جواب ندادن به گوشی در زنگ ۵ ام تلفن دایورت شود روی شماره ای دیگر..

 

برای استفاده از این سرویس شما باید از کد زیر استفاده کنید:

 

# شماره مورد نظر*۶۵*

 

طبق معمول برای غیر فعال کردن این امکان باید کد #۶۵# رو وارد کنید…

[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٦ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

دوست کسی است که من با او میتوانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم.

bleeding black rose

 

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

bleeding black rose
قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد

bleeding black rose
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
bleeding black rose
یگانه خواهی شد.... و دنیا را در آغوش خواهی گرفت تنها اگر موضوعات گذشته را فراموش کنی و از نو شروع کنی ! فرشته ی کوچک ... میلاد دوباره ات مبارک
bleeding black rose
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
bleeding black rose
خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم
bleeding black rose
برای آنکس که تو را در آئینه می بیند جوابی مناسبی داشته باش
bleeding black rose
برگ در هنگام زوال می افتدمیوه در هنگام کمال می افتدبنگر که چگونه می افتی چون برگی زردو یا سیبی سرخ
bleeding black rose
آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی ، هدیه تو به خداوند. پس بی نظیر باش..
کسی که در زندگی چرایی داشته باشد با هر چگونه ای خواهد ساخت ! (viktor francle)
bleeding black rose

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته
bleeding black rose
باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
bleeding black rose

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته

مایوس نباش زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری،در را باز کند.
چیزی را که می خواهید با تهدید به دست بیاورید با تبسم زودتر به آن میرسید.
bleeding black rose
به هر کاری که اراده کنیم،توانا هستیم،اگرآنگونه که سزاوار است،پیگیر آن باشیم
bleeding black rose
سلام تنها هدیه ای است که هزینه نداره
bleeding black rose
در هر ملت چراغی است که به عموم افراد نور می دهد و آن معلم است
از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است
bleeding black rose
گاه یک لبخند، یک جمله کوتاه، یک خط و یا یک نگاه می تواند بهترین هدیه باشد
bleeding black rose
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ میگه؟ اولین بار وقتی به دنیات میاره دومین بار وقتی عاشقت میکنه سومین بار هم زندگی رو ازت میگیره تا بفهمی همش خواب بود و بس
bleeding black rose
آدم‌ها مثل یه کتاب میمونن که تا وقتی تموم نشدن، برای دیگران با ارزش هستند، پس مواظب باش که خودت رو تند تند برای دیگران ورق
bleeding black rose
عشق مانند جنگ است......آسان شروع می شود.......سخت پایان می یابد.........و فراموش کردنش محال است.
bleeding black rose
فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن خداوند خورشید را در جایی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند
bleeding black rose
هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهموم نگاهت را نمی فهمد گریان نکن
bleeding black rose
همیشه سقوط آدم از وقتی شروع می شود که فکر می کند دارد پرواز می کند
bleeding black rose
چرا ما تنها زمانی به خدا رو می کنیم که بخواهیم از غیر ممکن ،ممکن بسازیم؟
bleeding black rose
زیبایی زندگی در آنچه بدست آوردیم نیست...زیبایی زندگی به راهیست که رفته ایم. 2- ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم، ما حتی بر کر? زمین هم زندگی نمی کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم
bleeding black rose

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند
bleeding black rose
دوست کسی است که من با او میتوانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم. امرسون
bleeding black rose
تقدیر چیزی جز علل دانسته نشده نیست
bleeding black rose
عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یه غریبه

bleeding black rose

همیشه وقتی داری گریه میکنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره ولی اونی که بات گریه میکنه عاشقته

bleeding black rose
هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی توانی او را ببخشی بدان که اشکال در کوچکی قلب توست نه در بزرگی گناه

 

bleeding black rose

 

مانند پرنده ای باش که روی شاخه سست وضعیف لحظه ای می نشیند
و آواز می خواند
و احساس سرما می کند شاخه می لرزد
به آواز خواندن خود ادامه می دهد ولی با این حال
زیرا مطمئن است
که بال و پر دارد

[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

بازرگانی پس از ده سال کار دشوار ،دچار حملات قلبی شد وقتی پزشک به او گفت که دیگرقادر به ادامه زندگی نیست، همسرش که در مورد قانون نفی و انکار شنیده بود به همسرش گفت که مرگ را نپذیرد .

شبی در حال درد شدید مرد چنین ادعا کرد: خدایا ادامه این وضع را نمی پذیرم با کمک تو بهبودخواهم یافت و در دلش به درد گفت:نه نه نه،

آن شب نقطه عطف زندگیش بود .او بهبود یافت و به زندگی معمول خود باز گشت و به کارآسان تری پرداخت و صاحب تندرستی و نیرویی که در زندگیش سابقه نداشت، رسید

پس:

ما هم می توانیم در برابر اوضاع و شرایطی که نمی خواهیم پایدار بمانند، از اقتدار ابدی "نه"کهدر اختیار ماست بهره بجوییم. زیرا همه باورهای بدی داریم که باید از بینبروند

[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢۳ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]
در صورت قرار گرفتن فرد در محیط گرم، سیستم تنظیم درجه حرارت بدن از کار می‌افتد. تولید گرما در بدن به علت افزایش شدید حرارت محیط و ناتوانی در دفع حرارت ایجاد شده باعث بروز گرمازدگی می‌شود. این وضعیت در محیط‌های گرم و مرطوب و با انجام فعالیت‌های بدنی شدید تشدید می‌شود.
با افزایش درجه حرارت بدن، تعریق بیشتر شده و متعاقب آن جریان خون به سمت نواحی سطحی بدن (پوست) افزایش می‌یابد. با افزایش میزان درجه حرارت محیء درجه حرارت مرکزی بدن هم افزایش می‌یابد. از عوارض تعریق شدید، از دست دادن مقادیر فراوان آب بدن به همراه املاح است.
 
نشانه‌های گرمازدگی چیست؟
افزایش دمای مرکزی بدن، افزایش تعداد تنفس، حالت گیجی و در نهایت عدم هوشیاری از علائم شایع گرمازدگی هستند.
در گرمازدگی، پوست برافروخته و حتی بی‌رنگ و رنگ پریده و گاهی تیره می‌شود و سردرد و در موارد شدیدتر گرفتگی و درد شدید عضلات، اختلال در ذهن و تکلم، پرخاشگری، خواب آلودگی، گیجی، کاهش و سستی عکس‌العمل تشنج و در بدترین شرایء کما و مرگ بروز می‌کند.
 
از سوی دیگر، علائمی مانند پوست خشک و داغ، تهوع یا استفراغ، سنکوپ، تشنج، اختلال ضربان قلب، افت فشار خون (به دلیل کم آبی بدن و اتساع عروق محیطی)، نبض ضعیف، هذیان، کاهش حجم ادرار و در موارد پیشرفته عدم هوشیاری دیده می شود که در صورت عدم رسیدگی به بیمار می‌تواند کشنده باشد.
 
به فرد گرمازده چه کمکی کنیم؟
در نخستین اقدام برای کمک به فرد گرمازده، باید سریعاً وی را از محیط گرم خارج کرد و در وضعیت پشت خواباند. سپس با پارچه‌ای مرطوب یا کیسه یخ، گرم‌ترین نواحی (چین‌های بدن) نظیر گردن، کشاله ران، زیر بغل و پشت زانو را خنک نگه داشت.
 
غلظت خون فرد گرمازده افزایش می‌یابد؛ بنابراین خون‌رسانی به قلب و مغز دچار اختلال می‌شود. در این شرایط بالا نگه داشتن پاها توصیه می‌شود.
چنانچه فرد گرمازده هوشیار است، می‌توان مایعات خنک را به وی خوراند و برای جبران نمک از دست رفته، یک قاشق چای‌خوری نمک به یک لیتر آب (معادل 4 لیوان) اضافه کرد و در صورت امکان به این محلول اندکی مواد شیرین افزود.
در صورت عدم توانایی نوشیدن مایعات توسط فرد گرمازده انتقال وی به یک مرکز درمانی الزامی است. برای افراد گرمازده استراحت 24 ساعته توصیه می‌شود.
 
در هوای گرم چی بپوشیم، چی بخوریم و چطور ورزش کنیم؟
پوشیدن لباس‌های گشاد نخی و پنبه‌ای نازک و با رنگ روشن که امکان تبادل هوا در آنها وجود دارد، توصیه می شود. بدین ترتیب با تبخیر مناسب عرق از سطح پوست و خنک نگه داشتن بدن، از بروز گرمازدگی جلوگیری می‌شود.
 
در هوای گرم از خوردن غذای چرب و سنگین خودداری شود.
افرادی که ناچار به انجام فعالیت‌های ورزشی در هوای گرم هستند، باید برای سازگاری بدن از نرمش‌های سبک آغاز کنند و فعالیت‌های ورزشی سنگین را به ابتدای صبح و یا انتهای عصر موکول کنند.
 
توصیه‌های کارشناسان را جدی بگیرید
کارشناسان بهداشتی توصیه‌هایی را برای آسیب ندیدن از گرمای هوا بیان کرده‌اند. مهم‌ترین این توصیه‌ها و نکات برای عبور سالم از این فصل داغ، به قرار زیر است:‌
 
* منتظر تشنگی نباشید. به یاد داشته باشید انسان زمانی احساس تشنگی می‌کند که آب بدنش کم شده باشد.
 
* از پوشیدن لباس زیاد به خصوص لباس تنگ، و از انجام ورزش شدید در هوای گرم و پر رطوبت خودداری کنید.
تا حد امکان سعی کنید بین ساعات 10 صبح تا 5 بعد از ظهر بیرون نروید و در مکان‌های سرپوشیده به سر ببرید و فعالیت‌های بدنی شدید را به ساعات ابتدای صبح و عصر محدود کنید.
 
* در هوای گرم تابستان از مایعات و آب میوه زیاد استفاده کنید و از مصرف قهوه، چای و انواع نوشابه خودداری کنید، زیرا این مواد باعث دفع بیشتر آب بدن می‌شوند.
 
* استفاده از سبزی‌ها و میوه‌ها را در تابستان به جای غذاهای پرچرب و دیر هضم یا دارای پروتئین بالا در برنامه غذایی خود قرار دهید. مصرف میوه‌ها و سبزی‌های سرشار از پتاسیم کمک می‌کند تا بدنتان خودش را با گرما تطبیق دهد.
 
* حتی الامکان از کلاه و یا چتر در زیر نور آفتاب استفاده کنید.
 
* با نوشیدن خاکشیر خنک با شربت آب‌لیمو خود را در قبال گرمازدگی محافظت کنید، زیرا خاکشیر دارای ماده‌ای ضد میکروبی است که در هوای سرد، پایدار و فعال می‌شود. خاکشیر باید به شکل یخ زده یا همراه با خرده یخ مصرف شود، در غیر این صورت اسهال آور است.
 
* با توجه به گرمی و آلودگی هوا، مصرف آب‌لیمو نیز به دلیل داشتن ویتامین C که خاصیت ضدعفونی کننده دارد، توصیه می‌شود و بهتر است هر دو روز یک بار یک عدد لیمو با آب مصرف کنید.
 
* بیمار گرمازده‌ای که دچار درد و گرفتگی عضلانی است، پوستش خنک و مرطوب است و فشار خونش پایین می‌آید. درمان وی ماساژ نیست، بلکه دادن آب و نمک به وی مهم است، چرا که گرفتگی عضلانی بیشتر در عضلات بازو، ران و شکم به خاطر خروج بیش از حد نمک در حین تعریق شدید یا کاهش جذب نمک به وجود می‌آید.
 
* شخص گرمازده را به یک اتاق خنک ببرید، وی را وادار کنید تا دراز بکشد، پاهایش را بالا و سرش را پایین بیاورد تا جریان خون کافی به مغزش برسد. به بیمار هر 15 دقیقه یک بار در چهار نوبت نصف لیوان آب و نمک بدهید و اگر بیمار استفراغ کرد، سریع وی را به بیمارستان برسانید تا سرم تجویز شود.
 
* مردان بیش از زنان مستعد ابتلای به گرمازدگی هستند. علت این امر عرق کردن بیشتر مردان و همچنین از دست دادن سریع‌تر آب بدن است.
 
* افراد مستعد گرمازدگی یعنی افراد چاق، کودکان، سالمندان، بیماران قلبی و دیابتی، فشار خونی ها، مبتلایان به نارسایی کلیه و برخی بیماری‌های پوستی که با اختلالات غدد عروقی مواجهند و افرادی با سابقه مصرف داروهای ضد افسردگی، پارکینسون و پرفشاری خون، سعی کنند در ساعات اوج گرما (ساعت 10 صبح تا 5 بعد از ظهر) از منزل خارج نشوند.
 
[ یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٢٢ ‎ق.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

ما بریم  . بریم بگردیم تو خیابونا بلکه یه چیزی گیرمون بیاد ببریم خونه رامون بدن  . ببینیم چه گلی باید سرمون بگیریم آخه  . معلوم نیست شب رو کجا باد سر کنیم . 

 ولی یه پیشنهاد برای شما مردان محترم :

حتی اگه تونستید یه شاخه گل بگیرید  به عزیزتون هدیه بدید شاید چیزی نباشه بگی قیمتی نداره ولی همین که به یاد عشقت بودی و بهش توجه داشتی یه دنیا می ارزه و این قابل احترامه و مطمئن باشید این توجه بی نتیجه نمی مونه

بخریدا  .یادتون نره

شما خانومهای  محترم هم حتما با دست پر امشب برید روی  ماه مادرتون رو ببوسید و ازش قدردانی کنید و یه هدیه خوب هم براش بگیرید .

چه شبی شود امشب

[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٤:٠٥ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]

به دریای آغوشت تن می سپارم
موج دستانت لمس می کند. بلور تنهاییم را

گوشها یم بی قرار ... بر جذر و مد سینه ات آرام می گیرد ... بالا و پایین
غرق می شوم ... در رویای صدف لبهایت ....

چه خوب است پهلو گرفتن در ساحل زیبای چشم های تو ...

[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ جلال فرخنده ( شهاب ) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خداوندا دور کن از من هر آنچه که تو را از من دور میکند
آرشيو مطالب
RSS Feed

از موزیک لذت ببرید

PageRank --> . چاپ این صفحه

Top Blog
اگه از وبلاگ من خوشت میاد و دوسش داری روی لوگو کلیک کن